مفهوم شهود نزد شلایرماخر در کتاب دربارۀُ دین و مقایسۀ آن با شهود نزد کانت
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری ادیان و عرفان تطبیقی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استاد، موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، تهران، ایران،
3 استادیار، موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، تهران، ایران،
4 استادیار گروه ادیان و عرفان، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22067/epk.2023.79130.1179چکیده
در فلسفۀ مدرن، کانت بیشترین تأثیر را بر شلایرماخر داشته است. شلایرماخر، اصطلاح شهود را بارها در کتاب «دربارۀ دین» و دیگر آثار خود به کار میبرد، اما آیا مراد او از شهود، همان مفهومی است که کانت در فلسفۀ استعلایی خویش در نظر داشته است؟ در این مقاله پس از ارائۀ سیری تاریخی و اجمالی از مفهوم شهود تا دورهی مدرن، مفهوم این اصطلاح نزد شلایرماخر بر اساس کتاب «کتاب «دربارۀ دین»» مورد بررسی قرار میگیرد. مفهوم شهود، نزد شلایرماخر و پرسش از مفهومی و یا غیر مفهومی بودن شهود در کتاب کتاب «دربارۀ دین»، بخشی از پرسش پژوهشی مقالۀ حاضر است. در نهایت، دیدگاه شلایرماخر از نظرگاهی تطبیقی با مفهوم شهود نزد کانت بررسی میشود. چنانکه ریچارد کروتر، مترجم اثر کتاب «دربارۀ دین» و یکی از پژوهشگران اندیشۀ شلایرماخر، شهود او را دارای بیشترین مشابهت و تناسب با شهود، نزد کانت میداند. اما پژوهش حاضر بر آن است که به رغم تأثیرپذیری شلایرماخر از کانت، مفهوم شهود نزد او ریشه در اندیشۀ افلاطونی دارد؛ زیرا شهود شلایرماخر هرچند دارای ویژگیهای مشابهی با شهود حسی کانت است، اما شهود را در ارتباط با حس مطرح نمیکند. او حتی شهود را همانند شهود عقلی کانت نیز تبیین نکرده است، بلکه آن را به صورت متضایفِ با احساس برای تبیین ذات دین بهکار میبرد. از نظر او شهود با ذات دین و احساس پیوند خورده است و به نوعی انسان را به سوی کشف سوق میدهد.