بررسی مؤلفههای مؤثر کلان اقتصادی بر روند حاشیهنشینی بعد از انقلاب اسلامی
نویسندگان
1 استادیار گروه توسعه و برنامهریزی اقتصادی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 دانشیار گروه برنامهریزی روستایی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری توسعه و برنامهریزی اقتصادی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
4 استادیارگروه اقتصاد، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22111/gaij.2020.5721چکیده
امروزه رشد شهرنشینی در کشورهای درحالتوسعه، بیشتر از کشورهای توسعهیافته است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و به دنبال آن وقوع 8 سال جنگ تحمیلی، تغییراتی در شرایط ساختاری کشور رخ دادهاست و همین امر سبب رشد بیرویۀ شهرها و به نوبۀ آن، رشد حاشیهنشینی شد. هدف اصلی در این پژوهش، بررسی مؤلفههای مؤثر کلان اقتصادی بر روند حاشیهنشینی در بازۀ زمانی 1394-1357 است. نوع تحقیق کاربردی و روش مورد استفاده توصیفی- تحلیلی است. برای گردآوری اطلاعات از روشهای اسنادی مراجعه به ارگانهای دولتی (بانک مرکزی، جهاد کشاورزی، مسکن و شهرسازی و...) و برای تجزیهوتحلیل دادهها از منطق فازی با نرمافزار متلب استفاده شدهاست. در این پژوهش، سه شاخص مهاجرت، اشتغال غیررسمی و مسکن نامناسب با زیرشاخصهای آنها، بهعنوان مؤلفههای کلان اقتصادی مؤثر بر پدیدۀ حاشیهنشینی مورد بررسی قرار گرفت. یافتههای تحقیق نشان داد، علیرغم نوساناتی که در برخی از مؤلفهها مشاهده شدهاست؛ رشد حاشیهنشینی در طول دورۀ مورد بررسی، با روند نوساناتی درحال افزایش است؛ مثلاً مهاجرت روستا به شهر و اشتغال غیررسمی در سالهای اخیر، روندی بهنسبت صعودی را در پیش داشتهاست؛ بهطوریکه مهاجرت از 1358 تا 1369 درحال افزایش، اما از 1369 تا 1379 با شیب خیلی ملایم مشاهده شدهاست. نوسانات بازار مسکن (بهخصوص با شروع احداث مساکن مهر)، تا حدودی افزایش این دو مؤلفه را خنثی کردهاست، اما روند مسکن نامناسب در سال 1375 به اوج خود رسیدهاست.