بررسی کلام الهی از نگاه علامه خفری و محقق دوانی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری،رشته کلام اسلامی،دانشگاه آزاداسلامی واحد اصفهان(خوراسگان)،اصفهان ،ایران
2 استاد تمام ،گروه فلسفه وکلام،دانشگاه آزاد اسلامی،واحد اصفهان(خوراسگان)،اصفهان،ایران
3 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی،دانشگاه آزاد اسلامی،واحد اصفهان(خوراسگان)،اصفهان ،ایران
doi
10.22067/epk.2022.76579.1128چکیده
کلام الهی یکی از مسائل مهم و اساسی در دانش کلام و آغازگر شکلگیری این دانش بوده است. آنچه در این مسئله زمینۀ آرای متعارض را مهیا میکند، تبیین حقیقت کلام الهی است. گرچه دیباچۀ اختلافات حکماء و متکلمان به اثبات حدوث و قدم کلام الهی مربوط است، تفسیر حقیقت کلام واجب و کیفیت تعلق آن اوج تشدید اختلافات و تشکیک آراء محسوب میشود. علامه خفری کلام را مشترک لفظی و برای آن دو معنا ارائه می کند. کلام الهی طبق یک معنا، قدیم و بر اساس معنای دیگر، حادث است. کلام بهمعنای «تکلم»، قدیم و بهمعنای «مابهتکلم»، حادث و لفظی است. به سه بیان میتوان تکلم حقیقی الهی را قدیم دانست: با استفاده از رابطۀ علم و کلام الهی، تکلم حقیقی بر علم اجمالی ذاتی، منطبق و در نتیجه، قدیم خواهد شد. مطابق توجیه دوم، تکلم نوعی انتقال آگاهی و بالعکس علم هم نوعی تکلم است؛ لذا، این نظریه از اتحاد علم و کلام و یکسانی اوصاف آنها دفاع می کند. توجیه سوم، تکلم حقیقی را از سنخ قدرت و آن هم قدرت القای ذات واجب تفسیر میکند و با استفاده از این ارتباط و نظر به قدمت قدرت، تکلم را نیز قدیم میداند. علامه دوانی، برخلاف بسیاری از حکمای متقدم، کلام الهی را مصدر تألیف کلمات و مغایر با علم الهی میداند. دوانی حقیقت کلام واجب متعال را مصدر تألیف حروف و اصواتی می داند که در علم ازلی واجب تحقق یافتهاند و این تألیف بدون هیچ ترتب و تعاقبی تصدیر یافته است. او مدعی است که تاکنون هیچ فرقه و گروهی چنین دیدگاه کارگشایی همانند او ارائه نکرده و خودش واضع این دیدگاه است. او ضمن بیان دیدگاههای اشاعره، معتزله، کرامیه، حشویه، و حکماء، رأی خود را متمایز از آنان می داند.