تبیین عوامل مؤثر بر قلمروسازی/ گستری دریایی از منظر ساختار- کارگزار

نویسندگان

1 دانشیار جغرافیای سیاسی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
10.22111/gaij.2020.5465
چکیده

قلمرو یک بیان سرزمینی و حقوقی با مرزهای محدود، ثابت و با داشتن حق حاکمیت ملی به شکل یک ساختار معیّن است که این مفهوم گاهی در تضاد و برخورد با منافع کارگزاران (قدرت‌‌ها، حکومت‌‌ها، دولت‌‌ها، تصمیم‌‌گیران سیاسی، ژئوپلیسین‌‌ها و سایر بازیگران قلمروخواه و قلمروگستر) تبدیل به عرصۀ قلمروسازی/ گستری آن‌ها (در هر دو عرصۀ خشکی و دریا) می‌‌شود؛ از‌‌این‌‌حیث قلمروسازی– گستری دریایی تلاشی است برای تسخیر، کنترل و سلطه بر پهنه‌‌های آبی (در ورای قلمرو و مرزهای حقوقی)، با هدف دستیابی به منافع و منابع جغرافیایی قدرت، سلطه و کسب وجهه و منزلت، به‌‌‌طور عام و به‌‌طور اخص در دریا. در این راستا، سؤال اصلی مقالۀ مزبور چنین است: مهم‌ترین عواملی که بازیگران را به سمت قلمروسازی/ گستری در عرصۀ دریا سوق می‌‌دهد، چه هستند؟ فرضیه‌‌های مطرح‌شده در پاسخ به سؤال تحقیق چنین است: نخست، ذاتی‌بودن قلمروخواهی-گستری انسان‌‌ها است. دوم، عدم‌بازدارندگی کامل کنوانسیون حقوقی دریاها (1982) به‌واسطۀ تفسیر و سوء‌استفادۀ منفعتی برخی از کشورها (عمدتاً قدرت‌‌ها) و نسبی‌بودن حاکمیت دولت‌‌‌های ساحلی در مناطق و قلمروهای دریایی که راه را برای قلمروسازی-گستری سایرین باز‌می‌‌‌‌کند. سوم، نقش ساختار طبیعی (موقعیتی و مورفولوژیکی) دریا و چهارم، ظرفیت‌‌‌‌های کارکردی (ژئوپلیتیکی، ژئواکونومیکی، گذرگاهی، امنیتی- نظامی و...) دریا است، که در‌مجموع برداشت سوداگرایانه از این موارد به‌مثابۀ منابع جغرافیایی قدرت‌‌‌آفرین، توجیه‌‌گر قلمروسازی/ گستری کشورهای مدعی در قلمروهای ثابت حقوقی و ورای آن در مکان و فضاهای دور‌دست آبی است. پژوهش حاضر از حیث روش، ترکیبی از توصیف، تحلیل و تبیین است. اطلاعات مورد‌نیاز براساس روش کتابخانه‌ای گرد‌آوری شده‌است.