ساختار و کارکرد تصویر رویش در شعر شفیعی کدکنی
نویسندگان
1 دانش آموختة کارشناسی ارشد دانشگاه شهرکرد
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد
doi
10.22059/jlcr.2017.122755.200چکیده
یکی از ویژگیهای مهم شعر شفیعیکدکنی، پیوند عمیق آن با ادبیات و گذشتۀ تاریخی و فرهنگی ایران است. نمود این ویژگی را بیش از همه، در دو حوزۀ اسطوره و عرفان میتوان دید. بنابر اظهارات منتقدان، این دو در کنار مضامین اجتماعی، مهمترین دلالتهای معنایی شعر شفیعی را تشکیل میدهند. هدف مقالۀ حاضر، بررسی نظام تصاویر شعر شفیعیکدکنی و تبیین ارتباط آن با سه حوزۀ معنایی یادشده است. ازاینرو با معرفی تصویر رویش، که تصویر مرکزی در شعر اوست، شبکۀ تصویری شعر وی ترسیم شدهاست. این شبکۀ تصویری، حاصل گرد آمدن نظاممند تصاویری چون رستنیها و باران و بهار و صبح و سرودن است. مهمترین کارکرد تصویر مرکزی رویش، ایجاد تقابل معنایی میان دو دسته از مفاهیم است که امکان دلالتگری شعر شفیعی را در سه حوزۀ یادشده ممکن میسازد. بنابراین، خوشۀ تصویری رویش را در شعر شفیعی باید نقطۀ برخورد اصلیترین معانی برآمده از شعر وی محسوب کرد که با چینش مفاهیم و تصاویر در نظامی تقابلی، موجب بازتعریف بسیاری از نمادهای سابقهدار در شعر معاصر فارسی میشود.