مبانی و شواهد نظریه انکشاف نفس در حکمت صدرایی
نویسندگان
1 فلسفه و حکمت اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.22067/epk.2022.77525.1147چکیده
بنا به دلایلی، کشف دیدگاه نهایی ملاصدرا در مسائل گوناگون حِکمی نیازمند دقت و حوصله فراوان است. در باب نحوه پیدایش و بسط علم انسان نیز گرچه دیدگاههای گوناگونی قابل طرح است، اما نظریهای که هم شواهد متنی روشنی آن را تأیید میکند و هم برآمدۀ از مبانی ویژۀ حکمت صدرایی است، دیدگاه انکشاف نفس است. در این دیدگاه، استکمال نفس به معنای دریافت کمالات بیگانه با نفس از بیرون و اضافه شدن آنها بر نفس نیست، بلکه نفس حقیقتی بسیط است که به امداد الهی و در اثر حرکت جوهری اشتدادی، پیوسته آنچه را در نهان خویش به نحو مُجمَل دارد به گونۀ مفصل آشکار میسازد. در فرآیند تحولی معرفت نیز کمال علمی از بیرون بر نفس افزوده نمیشود، بلکه از درون میجوشد و در حقیقت، وجود نفس بر خودش منکشف میگردد. این پژوهش با روش تحلیلی-توصیفی و بر اساس مراجعه به منابع کتابخانهای، نشان میدهد که بسیاری از مبانی ویژۀ حکمت صدرایی با تفسیرهای رایج از تحول نفس-که در آنها سخن از خروج از قوه به معنای نداری به فعلیت به معنای دارایی است- سازگار نبوده و این مبانی خوانشی نو از تحول اشتدادی نفس به ویژه در حوزۀ معرفت و ادراک را میطلبد. در کنار اشارات روشن و بلکه تصریحات متنی، برخی مبانی همچون اصالت، بساطت، تشکیک(در مظاهر) وجود، عدمناپذیری وجود، مظهر بودن همه ادراکات برای نفس، اتحاد نفس با مفیض کمال علمی(عقل فعال)، کینونت سابق نفس، معاد جسمانی صدرایی و معنای صحیح قابلیت نفس در ادراک، ما را به نظریۀ انکشاف نفس رهنمون میسازد.