بررسی تاریخی اشکالهای بعد چهارم در جهان اسلام
نویسندگان
1 استادیار فلسفهی اسلامی و حکمت معاصر، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران
doi
10.22067/epk.2022.76716.1127چکیده
برای اینکه مشخص شود چرا در بحث زمان حالگروی بر بعد چهارم رجحان دارد، نخست باید دید در طول تاریخ چه اشکالهای جدیای بر بعد چهارم وارد شدهاست. برخی از اندیشمندان غربی امروزه در این مورد نکاتی بیان کردهاند که مهمترین آن این است که بعد چهارم نافی حرکت است و از اینرو بهشدّت خلاف شهود است. برخی از اندیشمندان مسلمان نیز، از همان هنگام طرح بعد چهارم توسط محقق طوسی، گاه بهروشی مشابه بهشدت در نقد آن کوشیدهاند. برای نمونه، علامه حلی میگوید: ما بداهتاً میدانیم که گذشته و آیندهای چون دیروز و فردا معدوماند نه اینکه هر کدام در جای خود موجود باشند. بهعبارتی، بعد چهارم چون نافی حرکت و تغییر و تغیر است، خلاف شهود و خلاف بداهت بوده و بلکه عین سفسطه است. بنابراین اشکالهای اندیشمندان مسلمان بر بعد چهارم باید بهروش تاریخی دقیق مشخصشود و تحلیل عقلانی شود تا سپس روشنگردد این اشکالها تا چه اندازه پذیرفتنی است.