ملاحظات منطقی و معرفت‌شناختی ابن‌سینا، ابن‌عربی و ملاصدرا

نویسندگان

1 مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران

doi
10.22067/epk.2022.73633.1080
چکیده

آیا می­توان در حکمت اسلامی از طریق به­کارگیری قواعد منطقی به تعریف حدی و حقیقی واجب­تعالی نایل شد؟ شمار پرشماری از پژوهش­گران بر این باورند که ارائۀ «تعریف حدی حقیقی» برای واجب­تعالی ممکن نیست؛ زیرا تعریف حدی مختص به امور ماهوی است و واجب­تعالی امری ماهوی نیست. برخی عبارت­های ابن­سینا نشان می­دهد که او در پاره­ای موارد ـ مانند حیثیت اضافی قوای نفس ـ برای امور غیرماهوی «تعریف حدی حقیقی» درنظر گرفته است؛ در عین حال او برای واجب­تعالی تعریف حدی حقیقی ارائه نکرده و در این مورد به «شرح اسم» اکتفا کرده است. ایدۀ اصلی مقالۀ حاضر این است که ابن­عربی و ملاصدرا از روزنه­ای که در نظام منطقی ابن­سینا برای تعریف حدی حقیقی امور غیرماهوی باز شده است استفاده کرده و نگرش او برای تعریف حد امور غیرماهوی را در نظام حِکمی خود امتداد داده­اند. نتیجه­ای که به­دست آمده از قرار زیر است: ابن­عربی دو راهکار را برای تعریف حدی واجب­تعالی ارائه کرده و صدرالمتألهین نیز یک راهکار به شیوه­های ابن­ عربی افزوده است.