درنگی بر تمایزات طبیعیات و علوم تجربی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری دانشگاه قم
2 هئیت علمی دانشگاه قم
doi
10.22067/epk.2022.78240.1160چکیده
ارسطو بهسبب روش فلسفی در شناخت طبیعت و برهانیکردن گزارههای طبیعی، همواره بهدنبال بهدستآوردن نتیایج ثابت و مابعدالطبیعی از روابط جهان هستی بود. به همین دلیل، ویژگیهایی همچون ابطالپذیری جزء ماهیت طبیعیات نبود. با تحولات علمی اروپا، این نگرش فلسفی به جهان تغییر کرد و آن را گویای واقعیت جهان نمیدیدند و فلاسفه همگی تلاش کردند تا روش مشاهده و فرضیه و استقراء را بهعنوان روشی کارآمد در شناخت طبیعت معرفی کنند؛ زیرا این روش تجربی میتوانست حقیقت جهان خارج را توصیف کند. بدینسان، نگاه فلسفی و مابعدالطبیعی به طبیعت جای خود را به نگاه تجربی و ابطالپذیر علوم تجربی داد. همچنین، علاوه بر تمایزاتی که در تحولات شناخت طبیعت ایجاد شد، روش و غایت طبیعیات به روش و غایت جدیدی در علوم تجربی تبدیل شد. این تمایز عمده در نگاه به طبیعت، پیامدهای بسیاری در پی داشته است. در این نوشتار به این تمایزات و تحولات میپردازیم.