بررسی رابطه تورم و نرخ ارز با در نظر گرفتن شاخص فشار بازار ارز و درجه مداخله بانک مرکزی

نویسندگان

1 دانشیار رشته اقتصاد، گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبایی ، تهران، ایران.

2 دانشیار رشته اقتصاد، گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.

3 دانشجوی دکتری رشته اقتصاد، گروه اقتصاد، دانشکده مدیریت و اقتصاد، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

4 استاد رشته اقتصاد، گروه اقتصاد، دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

doi
10.22096/esp.2021.128880.1353
چکیده

مقاله حاضر به بررسی رابطه تورم و نرخ ­ارز با در نظر گرفتن شاخص فشار بازار ­ارز و درجه مداخله بانک مرکزی در اقتصاد ایران با استفاده از مدل ویلمارک (Weymark, 1995) و مدل خودرگرسیون ­برداری ­ساختاری (SVAR) بر اساس داده‌های فصلی برای سال‌های 1370-1397 می­پردازد. بر اساس نتایج تخمین مدل ویلمارک (Weymark, 1995)، بازار ­ارز ایران در 91 فصل از 111 فصل، افزایش فشار در بازار ­ارز را به­ منظور جلوگیری از کاهش ارزش ریال تجربه نموده­ است. همچنین طبق نتایج تخمین مدل SVAR یک تکانه وارده از ناحیه درآمد نفت، یک تکانه وارده از ناحیه فشار بازار­ارز و یک تکانه وارده از ناحیه مداخله بانک مرکزی، به ترتیب باعث افزایش 26، 28 و 56 درصدی تورم در کشور شده ­است. بنابراین می­توان نتیجه گرفت که با افزایش تکانه در درآمدهای ارزی دولت، رشد ذخایر ارزی بانک مرکزی کاهش می‌یابد. به بیان­ دیگر دولت مقدار کمتری ارز خارجی را به منظور مبادله با ریال به بانک مرکزی ارائه می­دهد و بانک مرکزی مجبور است برای جلوگیری از حمله سوداگران، میزان مداخله خود را برای کاهش نرخ ­تورم در بازار ­ارز افزایش دهد. همچنین محاسبه شاخص فشار بازار ارز حاکی از آن است که بالاترین اعداد به دست آمده برای این شاخص مربوط به زمانی ­است که شکاف بین نرخ ­ارز آزاد با نرخ ­ارز رسمی زیاد شده است.