تحلیل و ارزیابی پارامترهای ژئومورفولوژیکی تأثیرگذار بر جهات توسعۀ فیزیکی شهر بجنورد با استفاده از روشهایANP وAHP و الگوریتمهای فازی
نویسندگان
1 دکتری ژئومورفولوژی دانشکدۀ جغرافیا و علوم محیطی دانشگاه حکیم سبزواری
2 کارشناسی ارشد شهرسازی دانشگاه پیامنور مشهد
3 استادیار برنامهریزی شهری دانشکدۀ جغرافیا و علوم محیطی، دانشگاه حکیم سبزواری
4 دانشیار ژئومورفولوژی دانشکدۀ جغرافیا و علوم محیطی دانشگاه حکیم سبزواری
doi
10.22111/gaij.2020.5334چکیده
افزایش روزافزون جمعیّت شهرنشین، تبدیل روستاهای بزرگ به شهر و پذیرفتن نقش مرکزیت اداری یک روستا-شهر، باعث رشد ازهم گسیختۀ کالبد شهری میشود. نابهنجاری در ساختار فضایی شهر باعث چالشها و مشکلات عدیدهای در نظام برنامهریزی شهری و مدیریت مخاطرات شهری میشود. عوامل ژئومورفولوژیکی، مهمترین و اثرگذارترین پارامترهای مؤثر در پیدایش، استقرار و توسعۀ یک شهر هستند. هدف از این پژوهش، تحلیل عوامل مؤثر در توسعۀ فیزیکی شهر بجنورد با استفاده از مدلهای تصمیمگیری چندمعیاره و منطق فازی است. در این تحقیق از نقشههای توپوگرافی، زمینشناسی وتصاویر ماهوارهای استفاده و اطلاعات حاصل از آن در ژئودیتابیس (GIS) ساماندهی شد؛ سپس 15 شاخص مهم و اساسی در 4 گروه اصلی ژئومورفولوژی، زمینشناسی، کاربری و محیطی، دسترسی، تعیین و لایههای اطلاعاتی آنها ساخته شد. در راستای هدف تحقیق، از روش تحلیل سلسلهمراتبی (AHP)، روش تحلیل شبکه (ANP) و منطق فازی استفاده و پهنههای مناسب توسعۀ فیزیکی شهر بجنورد معرفی شد و مورد ارزیابی قرار گرفت. بررسی نرخ رشد جمعیت شهری نشاندهندۀ افزایش وسعت شهر و تغییر کاربریهاست. مطابقبا بررسیهای انجامشده، مساحت محدودۀ شهری در سال 1999، 36/28 کیلومترمربع بودهاست که این میزان در سال 2016 به 38/38 کیلومترمربع رسیدهاست که حاکی از آن است که 11/10 کیلومترمربع به وسعت شهر افزوده شدهاست. 3/5 درصد از محدودههای افزایشیافته در کلاس کاربری باغی، 05/4 در کلاس اراضی کشاورزی، 5/7 در کلاس مراتع درجه 1، 89/17 درصد در کلاس درجه 2 و 09/65 درصد در محدودههای بایر اطراف شهر و روستاها واقع شدهاند. نتایج تحقیق حاصل از سه روش نشان میدهد، بهترتیب 1/51 و 5/81 کیلومترمربع از دشت بجنورد در کلاس مناسب و بسیار مناسب قرار دارند که جمعاً 5/16 درصد از دشت بجنورد را دربر میگیرند. این عرصهها منطبقبر مناطق غربی و جنوبغربی شهر بجنورد در امتداد جادۀ بجنورد-گرگان و بجنورد-اسفراین قرار گرفته و ازنظر ژئومورفولوژیکی مناسبترین اراضی هستند. محاسبات نشان میدهد، روش منطق فازی در اختصاص شرطهای ریاضی و جبری و ایجاد لایههای اطلاعاتی دقیق و علمی است و در مقابل، در روشANP ارتباط و همبستگی بین معیارها در سیستم، لحاظ شده و تصمیمگیری را واقعی و سازندهتر میکند؛ ازاینرو پیشنهاد میشود در تحقیقات آتی، از تلفیق این دو مدل (FANP) استفاده شود.