بررسی و نقد گزارش تصریحی ملاصدرا از دیدگاه فارابی در مسألۀ تشخص

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه اصفهان

2 دانش‌آموختۀ دکتری حکمت متعالیه، دانشگاه اصفهان

doi
10.22067/epk.2022.67737.1001
چکیده

این‌که چه چیز شخص را  آن می‌کند که هست، سؤالی است که ریشه در گذشتۀ دور دارد و اندیشمندان بزرگی برای یافتن هویت و واقعیت اشیاء آن را کاویده‌اند. ملاصدرای شیرازی یکی از اینان است. وی مبتکر یا مدافع سرسخت نظریۀ اصالت وجود در مقابل اصالت ماهیت است و معتقد است تشخص شی به نحوۀ وجود آن است. وی به دو گونه، نظریۀ تشخص خود را به فارابی نسبت داده است: اول به صورت نقل رأی از فارابی و دوم به صورت گزارش تصریحی. ملاصدرا در هشت کتابِ اسفار، شرح هدایۀ اثیریه، رسائل تسعه و حاشیه بر الهیات شفاء، مبدأ و معاد، رسالۀ تشخص، رسالۀ اللمیه، رسالۀ اتصاف الماهیة بالوجود این انتساب را تأکید کرده است، اما با وجود این، سندی برای این انتساب نقل نمی‌کند. این نوشتار با بررسی اَسناد، اِستناد تصریحی ملاصدرا را بر دایرۀ محک قرار داده است و با به میان آوردن سه شاهد شامل بررسی بعض دیگر از استنادات صدرا، بررسی این حکم در آرای صریح فارابی و نیز بررسی این نظریه بر پایۀ قاعدۀ شناخت سلف در پرتو خلف، انتساب این دیدگاه را به معلم ثانی مورد تردید قرار می‌دهد و نشان می‌دهد که ملاصدرا تا پیش از خود در این قول منفرد است. این نوشتار به توصیف اکتفا نمی‌کند و در پرتو یک قانون کلی، تبیین ارائه می‌دهد که چرا چنین استناد نامعتبری واقع شده است.