ارزیابی اثرات الگوی توسعۀ معدنی- صنعتی در ایرانِ مرکزی (مورد شناسی: اثرات مجتمع چادرملو بر شهرستان بهاباد)

نویسندگان

1 دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، مدرس دانشگاه فرهنگیان یزد، یزد، ایران

doi
10.22111/gaij.2019.4960
چکیده

امروزه اثرگذاری اقدامات توسعه‌ای در ابعاد اجتماعی، اقتصادی، زیست‌محیطی و کالبدی یکی از مؤلفه‌های مهم در موفقیت یا شکست اقدامات و الگوهای توسعه محسوب می‌شود؛ به‌طوری که ارزیابی جامع اثراتِ اقدامات و الگوهای توسعه با دیدی کل‌نگر، زمینۀ ارزیابی کامل اثرات و نیل به الگوی اثرگذاری مراکز معدنی- صنعتی را ممکن می‌کند. در همین راستا پژوهش حاضر با دیدگاه ارزیابی اثرات جامع و با بررسی تأثیرات معدن چادرملو بر شهرستان بهاباد، در جستجوی میزان تأثیرگذاری مراکز معدنی- صنعتی بر سکونتگاه‌های نواحی مرکزی ایران است. این پژوش از منظر ماهیت در ردۀ پژوهش‌های کاربردی و توسعه‌ای بوده و از منظر روش از نوع توصیفی تحلیلی است که با بهره‌گیری از روش‌های اسنادی، کتابخانه‌ای و پیمایشی، اطلاعات موردنیاز پژوهش را گردآوری کرده و سپس با استفاده از آزمون‌های T-test و تحلیل مسیر، به تجزیه‌و‌تحلیل اطلاعات مبادرت کرده‌است. نتایج به‌دست‌آمده از پژوهش نشان می‌دهد که میزان اثرات منفی به‌ترتیب در شاخص‌های اجتماعی- فرهنگی و سپس شاخص‌های زیست‌محیطی بیشتر بوده و در شاخص‌های اقتصادی و کالبدی مجتمع چادرملو دارای اثرات به‌نسبت مثبتِ بیشتری بوده‌است. تجربۀ توسعۀ معدنی- صنعتی در ایران مرکزی و به‌طور ویژه در شهرستان بهاباد نشان می‌دهد، اگرچه از منظر اقتصادی و در سطوح استانی و ملی این الگوی توسعه نسبتاً موفقیت‌آمیز به‌نظر می‌رسد؛ اما از منظر اقتصاد محلی، زیست‌محیطی و همچنین حوزه‌های اجتماعی- فرهنگی با اثرات منفی بسیاری روبه‌رو بوده‌است و توجه به مسئلۀ پایداری توسعه را در مقیاس‌های محلی به‌شدت به چالش کشیده‌است. در مقیاس‌های محلی در مقابل آنچه از دست رفته‌است، برآیند و نتایج بایسته و شایسته‌ای که از آن بتوان به‌مثابۀ «نقش پایدار و مهم توسعۀ معدنی- صنعتی در فرایند توسعۀ ایران مرکزی» یاد کرد، وجود ندارد و متأسفانه باید از آن به‌مثابۀ «میراث ناپایدار توسعۀ معدنی- صنعتی بر سکونتگاه‌های ایران مرکزی» یاد کرد.