بررسی و تحلیل ادله و اشکالات «قاعدۀ الواحد»
نویسندگان
1 مدرس سطح چهار فلسفه، فقه و اصول؛ سطح عالی حوزۀ علمیۀ قم
doi
10.22067/epk.2022.71537.1052چکیده
هرچند قاعدۀ الواحد مورد انکار بیشتر فیلسوفان واقع نشده، اما به جهت دلیل اثباتش، محدوده مفادش و پاسخ از اشکالات وارد شده توسط مخالفان، مورد بررسی و دقت نظر حکیمان قرار گرفته است. عدهای این قاعده را بدیهی و بینیاز از استدلال دانستهاند؛ ولی در عین حال استدلالهایی نیز برای اثباتش اقامه کردهاند. ادله ذکر شده را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: دسته اول ادلهای هستند که با تکیه بر عدم صدق دو مفهوم بر علت، در صدد اثبات این قاعده برآمدند و دسته دوم ادلهای هستند که با توجه به لزوم سنخیت میان علت و معلول، به اثبات این قاعده میپردازند. در مقابل، مخالفان اشکالات متعددی را برای ابطال این قاعده مطرح کردهاند. بر این اساس در این نوشتار، ابتدا به تبیین صحیح ادله قاعده الواحد و نقد و بررسی آنها و سپس به بیان اشکالات و پاسخ از آنها پرداخته شده است. در نتیجه نیز این قاعده توسط برهانی که مبتنی بر اصل سنخیت (به تفسیر صحیح) است ثابت میشود. مطابق با این برهان، مراد از واحد در ناحیۀ علت، واحد من جمیع الوجوه میباشد؛ اعم از واحد شخصی و نوعی، و مراد از واحد در ناحیۀ معلول، واحد وجودی میباشد نه واحد من جمیع الوجوه. با توجه به این دو نکته یعنی مسئلۀ سنخیت و اینکه وحدت در ناحیۀ معلول وحدت من جمیع الوجوه نیست، اغلب اشکالات دفع میشود.