مؤلفههای کارناوال باختین در رمان «نگران نباش»
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد بناب
doi
10.22059/jlcr.2017.129749.256چکیده
میخائیل باختین، رمان رانزدیکترین واقعۀ هنری به کارناوالهای مردمیِ جاری در سطح خیابانها و مکانهایعمومی میدانست، بدین دلیل که رمان، بیشترین قابلیت انعکاس مساویِ صداهای مختلفانسانی و اجتماعی را در خود دارد و از سلطۀ تکصدایی گفتمان مسلط بر جامعه میکاهدتاآنجاکه به واژگونی در نیروهای قاهر فرهنگی، مذهبی، اخلاقی و به سطح آمدن فرهنگفرودستی و عامیانه میانجامد تا مروج مردمسالاری باشد. رمان نگران نباشنوشتۀ مهسا محبعلی، رمانی است که با دستمایه قرار دادن واقعۀ زمینلرزه در ابرشهرتهران، تخیل واژگونی در ابعاد گوناگون و فرادستی جامعه را به طیفهای پایینتر وعامتر طبقات اجتماعی، بهخصوص نسل جوان، و بروز گفتمان چندصدایی بسط میدهد. دراین رمان، تقریباً تمام نشانههای کارناوالگرایی را میتوان جست: گفتمانچندصدایی، زبان عامیانه، نسبیت، رئالیسم گروتسک، واژگونی، دیوانگی، خندۀ مرگ و...؛در مقالۀ حاضر، پس از مروری کوتاه بر ویژگیهای کارناوالیتۀ باختین، رمان نگراننباش براساس این نظرگاه و ویژگیهای آن، تجزیه و تحلیل شدهاست