راوی بوف کور در زنجیرۀ دالّهای بیپایان نظم نمادین
نویسندگان
1 جلالهوندآلکامی دانشآموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان
doi
10.22059/jlcr.2017.116432.135چکیده
پدر، مرجع و مؤلف و حافظ و ناظرقانون، و بهعبارتی، نمایندۀ نظم اجتماعی است. نام پدر، گرهگاهی است که به فرایندهویتیابی سوژه در زنجیرۀ بیپایان نظم نمادین، پایان میدهد. کارکرد استعارۀپدری، قرار دادن قانون پدر بهجای میل مادر است. هرگونه اختلال در فرایند همذاتپنداریبا نام پدر، موجب بدگمانی و سوءظن شدید به نظم اجتماعی میشود. لاکان توهمات وهذیانهای بدگمانی و ترس و اضطراب پارانوئید را در نبود نام پدر میداند. انسجام نداشتننام و قانون پدر، سبب میشود که سوژه، امنیت خاطر خود را دربارۀ نظم نمادین ازدست دهد و جهان را متزلزل و ناامن بپندارد. این مقاله، میکوشد با کمک دستاوردهاینوفرویدی ژاک لاکان، با بررسی شخصیتهای بوف کور (ابژههای مادرانه و استعارهها و دالّهای پدرانه)، فرایند شکست هویتیابی شخصیت راوی را در نظم نمادینتحلیل کند. در بوف کور، پدر نقش کمرنگی در شکلگیری شخصیت راوی ایفا میکند.دالّ پدر در نظم نمادین غایب است. نام پدر انسجامبخش نیست. ازاینرو راوی بوفکور، نام پدر را به تعلیق درمیآورد و به دامن ابژههای مادرانه میغلتد. تعلیق نام پدر و تعویق هویتیابیدر زنجیرۀ دالّهای نظم نمادین، موجب ظهور مؤلفههای پارانوئیدی در راوی بوفکور میشود