روانشناسی عشق در غزل سعدی
نویسندگان
1 دانشآموختۀ کارشناسیارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بوعلیسینای همدان
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بوعلیسینای همدان
doi
10.22059/jlcr.2017.121407.184چکیده
امروزه در حوزۀ مطالعات میانرشتهای، به ارتباط میان «روانشناسی» و «ادبیات» توجه بسیار میشود. آثار ادبی از سویی حاصل حالات روحی انسان است و از سوی دیگر، روح و روان انسان را میپرورد؛ ازاینرو بستر مناسبی برای بررسی و تحلیل مفاهیم روانشناختی به شمار میآید. شعر عاشقانه، بخش گستردهای از ادبیات فارسی را در بر میگیرد. در طول تاریخ ادب فارسی، سعدی از معدود شاعرانی است که عشق را به معنی زمینی و آسمانی آن به اوج رساندهاست. عشق از مباحث عمده در روانشناسی تجربی نیز به شمار میآید و روانشناسان نامداری چون اریک فروم و استرنبرگ و رنه آلندی به تفصیل دربارۀ عشق و زمینهها و کارکردهای آن سخن گفتهاند. میان دیدگاه سعدی و روانشناسی تجربی به عشق، مشترکاتی دیده میشود که از آن جمله میتوان به نقش مؤثر عشق در تکامل و تعالی انسان و نیز تسلیم در برابر خواست و ارادۀ معشوق و لزوم ایثار و بخشش در عشق اشاره کرد. مشترکاتی که بین دیدگاه سعدی و روانشناسی تجربی دیده میشود، از سویی بیانگر واقعنگری و صداقت سعدی در عشق ورزیدن و اظهار آن است و از سوی دیگر بر پایداری و ثابت بودن بسیاری از معیارهای عشقی سالم و طبیعی تأکید دارد.