هرمنوتیک، فهم و تفسیر: بازخوانی تطبیقی در مبانی آرای شبستری و گادامر

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی - واحد علوم و تحقیقات (تهران - ایران)

2 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه آزاد اسلامی - واحد علوم و تحقیقات (تهران - ایران)

3 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی - واحد علوم و تحقیقات (تهران - ایران)

4 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی - واحد علوم و تحقیقات (تهران - ایران)

doi
10.22067/epk.2021.44276.0
چکیده

هرمنوتیک آوردگاه نظریه‌‌های جدید در حوزۀ فهم و تفسیر است. شناخت مبانی نظریه‌‌های هرمنوتیکی از‌آن‌رو اهمیت دارد که بستر مناسبی برای نقد و تحلیل فراهم می‌کند. فهم و تفسیر به‌عنوان محور کانونی مباحث هرمنوتیکی بر ارکان چهارگانۀ مؤلف، متن، مفسر و زمینه استوار است. تمایز رویکرد‌های هرمنوتیکی به میزان نقش هریک از ارکان چهارگانه در فرایند فهم و تفسیر بستگی دارد. در این مقاله مبانی آرای هرمنوتیکی اندیشمند معاصر اسلامی، محمد مجتهد شبستری، و هرمنوتیست معاصر غربی، هانس گئورگ گادامر، بررسی و تحلیل شده است. بررسی تطبیقی در محور‌های چهارگانۀ یادشده نشان می‌دهد اختلاف آرای شبستری و گادامر در اولین رکن از ارکان چهار‌گانۀ فهم و تفسیر، یعنی نقش مؤلف، قطعی و مطلق است؛ ولی مبانی آن دو در سه رکن دیگر، هم وجوه اشتراک دارد و هم افتراق. اهم اشتراکات شبستری و گادامر در مقوله‌‌های قرائت‌پذیری متن، تاریخ‌مندی فهم، ضرورت استنطاق، دور هرمنوتیکی و تأثیر پیش‌دانسته‌‌ها در فرایند فهم و تفسیر است و اهم اختلافاتشان بر سر تأثیر نقش قصد مؤلف یا حذف آن در فرایند فهم و روش‌مندی یا ناروش‌مندی فرایند فهم است.