تحلیل شبکهای جریانهای فضایی شهر خاش و روستاهای پیرامون
نویسندگان
1 استادیار گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه سیستان و بلوچستان
2 کارشناس ارشد جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه سیستان و بلوچستان
doi
10.22111/gaij.2019.5005چکیده
طی چند دهۀ گذشته شاهد تغییر نگاه برنامهریزان و جغرافیدانان از نگاه مبتنیبر مکان و صفت مبناء، به طرف رویکرد شبکهمحور و تعامل مبناء هستیم. همین تغییر نگاه موجب توجه به جریانها و پیوندهای شکلگرفته بین نقاط و گرهها شده است. هدف پژوهش حاضر در چارچوب رویکرد شبکه، بررسی جریانهای شکلگرفته بین شهر خاش و روستاهای پیرامون آن بوده است. با توجه به رویکرد شبکهای، واحد تحلیل در پژوهش، رابطه و جریان است. بهمنظور تحقق اعتبارسنجی پژوهش از ابزار پرسشنامه، مشاهده و اطلاعات ثانویه (سرشماری نفوس و مسکن) استفاده شده است. دادهها در قالب تحلیل شبکه و ازطریق نرمافزار UCINETمورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتهاند. جامعۀ آماری پژوهش، روستاهای بخش مرکزی شهرستان خاش هستند. برای تعیین حجم نمونه به علت وسعت ناحیۀ مورد مطالعه و حجم بالای جامعۀ آماری، روش نمونهگیری طبقهبندی احتمالی، مورد استفاده قرار گرفته است. این نمونهگیری بر مبنای دو معیار فاصله از شهر خاش و جمعیت روستاها صورت گرفته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که شهر خاش در سطح ناحیه بهدلیل دارابودن سطح بالای خدمات، بازار و فرصتهای شغلی، در جایگاه نخست جذب جریانهای درون ناحیه و شهر زاهدان نیز در تمامی جریانهای با وجود قرارداشتن در خارج از ناحیه در جایگاه دوم جریانهای ورودی قرار دارد. پس از آن روستاهای بزرگ ناحیه بهدلیل دارا بودن و استقراربخشی از خدمات در آنها موجب جذب قابلتوجهی از جریانها به خود شدهاند. الگوی جریانهای فضایی حاکم بر ناحیه از بسیاری جهات با نظریۀ قطب رشد یکی است و دارای الگوی شبکهای نیست؛ چراکه در حال حاضر جریانهای دوسویه، مکمل و همافزاء شکل نگرفته است.