تبیین فرامقولیبودنِ علم حصولی در حکمت متعالیه
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد
2 استاد دانشگاه فردوسی مشهد
3 استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه فرهنگیان (پردیس امام جعفر صادق(ع))
doi
10.22067/epk.2021.40111چکیده
در این نوشتار با رویکردی صدرایی به مبحث هستیشناسی علم پرداخته شده است. ازنظر ملاصدرا، علم امری ماهوی و از مقولۀ اضافه یا کیف نفسانی نیست و اساساً تحت هیچ مقولهای قرار نمیگیرد، بلکه امری وجودی و فرامقولی است. شارحان حکمت متعالیه در تبیین فرامقولیبودنِ علم دیدگاههای متفاوتی دارند. ازنظر برخی شارحان متأخر، وجودیبودن علم به این معناست که علم از سنخ وجود خارجی است نه وجود ذهنی و جایگاه آن در صقع نفس است؛ از این منظر صور علمی و وجودات ذهنی، علم نیستند، بلکه وجود ظلی علماند. گروهی دیگر تغایر میان علم و صورت ذهنی را حقیقی قلمداد نمیکنند، بلکه این تغایر را اعتباری میدانند و معتقدند صورت ذهنی بهلحاظ وجودی، علم و بهلحاظ ماهوی، معلوم بالذات است. برخی دیگر علم را اضافۀ اشراقی میدانند و بنابراین امری وجودی و طرفساز تلقیاش میکنند و صور علمی و ذهنی را حاصل اشراق نفس میدانند. با بررسی این دیدگاهها و قوتها و ضعفهایشان میتوان چنین گفت که اگر برای تبیین فرامقولیبودنِ علم به تمایز حقیقی و تعدد وجودی میان علم و صورت علمی تمسک جوییم، با اشکالات و ابهاماتی مواجه خواهیم شد. برای رفع این اشکالات باید بهگونهای دیگر به تبیین فرامقولیبودن علم پرداخت. باتوجهبه اینکه اضافۀ اشراقی امری وجودی است، این تبیین برای فرامقولیبودن و وجودیبودن علم جامعتر است که علم یا صورت علمی را حاصل اشراق نفس بدانیم.