مقایسۀ اراده از منظر شوپنهاور و مولانا
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه شیراز
2 استادیار گروه مبانی تعلیم و تربیت دانشگاه شیراز
doi
10.22067/epk.2020.40102چکیده
در این پژوهش، وجوه اختلاف و تشابه دیدگاه مولانا و شوپنهاور در خصوص اراده، بهروش توصیفیتفسیری بررسی شده است.شوپنهاور ازجمله فلاسفهای است که بهصراحت اصالت را به اراده داده و آن را بهعنوان نیروی اساسی بشر و بنیان کوششها و فعالیتهای او، ازجمله اندیشیدن، پذیرفته است. وی در نظام فلسفی خود از عباراتی نظیر «جهان تمثّل اراده» و «ارادۀ معطوف به قدرت» بهره برده است که شاخص نظام فلسفیاش تلقی میشود. مولوی نیز با بیان دلایل دینی، عقلی، حسی و وجدانی از ارادۀ انسان دفاع و او را موجودی مختار معرفی کرده است. او حتی سعیکردن در زمینۀ شکر نعمت حق را اراده میداند. ازنظر او نیز عاشق با میل و اختیار، ارادۀ خود را در ارادۀ معشوق فانی میسازد. با بررسی دیدگاه این دو دربارۀ اراده، نکات و وجوه مشترک و مختلفی استخراجشدنی است که زمینۀ آشنایی هرچهبیشتر با این موضوع و رفع ابهامات مربوط به آن را برای مخاطبان فراهم میسازد.