ضرایب همبستگی و تجزیه به عاملهای صفات مورفوفیزیولوژیک و بیوشیمیایی مؤثر بر عملکرد و اجزای عملکرد ژنوتیپهای نخود (Cicer arietinum L.) تیپ دسی
نویسندگان
1 گروه اگروتکنولوژی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد، ایران
2 گروه اگروتکنولوژی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد، ایران
3 گروه اگروتکنولوژی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد، ایران
4 دانشکده کشاورزی شیروان- دانشگاه بجنورد، بجنورد، ایران
doi
10.22067/jcesc.2023.80332.1214چکیده
شناسایی صفاتی که توصیف مناسبی از تنوع بین ژنوتیپها ارائه میدهند از طریق تجزیه تابع تشخیص کانونیکی، تجزیه خوشهای و تعیین فاصله ژنتیکی امکانپذیر است. درهمین راستا، 29 ژنوتیپ نخود تیپ دسی و یک رقم تیپ کابلی (سارال) ازنظر صفات مورفوفیزیولوژیک و بیوشیمیایی و ارتباط آنها با عملکرد و اجزای عملکرد در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در سال زراعی 97-1396 مورد ارزیابی قرار گرفتند. درصد بقای ژرمپلاسم نخود بهطور معنیداری با محتوای رنگدانههای فتوسنتزی و کارایی فتوسیستم II (Fv′/Fm′) همبستگی منفی و با عملکرد دانه و زیستتوده همبستگی مثبت داشت. بر اساس نتایج تجزیه به عاملها، عامل اول با 8/22 درصد و عامل دوم با 1/12 درصد بیشترین تغییرات را توجیه کردند. در عامل اول، مهمترین صفات دارای بار مثبت عبارت بودند از Fv′/Fm′، محتوای کل رنگدانههای فتوسنتزی، محتوای نشاسته، تعداد غلاف بارور و تعداد دانه و صفت مهم دارای بار منفی درصد بقا بود. ژنوتیپهای گروه پنج تجزیه خوشهای در 54 درصد از صفات، میانگین بیشتری در مقایسه با میانگین کل داشتند. تلاقی ژنوتیپهای گروه یک به علت درصد بقای زمستانه و عملکرد بالاتر و ژنوتیپهای گروه پنج به علت ارتفاع بوته و ارتفاع اولین غلاف بیشتر (در مقایسه با میانگین کل) که از فاصله ژنتیکی زیادی نیز برخوردار بودند میتواند به معرفی ارقامی با عملکرد بالا با قابلیت کشت پاییزه و برداشت مکانیزه منجر شود. همچنین، ژنوتیپهای گروه سه تجزیه خوشهای (MCC32، MCC34، MCC155، MCC194، MCC199 و MCC291)، صفات با اولویت بالا برای گزینش توسط اصلاحگران را داشته و میتوانند در برنامههای بهنژادی برای کشت پاییزه موردتوجه قرار گیرند.