بررسی تطبیقی آثار و نتایج نظریه صیانت ذات اسپینوزا و نظریه فطرت علامه طباطبایی
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد پردیس فارابی دانشگاه تهران
2 دانشگاه فرهنگیان قزوین
3 دانشگاه علم و صنعت ایران
doi
10.22067/philosophy.v51i2.72345چکیده
اسپینوزا درکتاب «اخلاق»، برای تبیین حیات عقلانی انسان و چگونگی اختیار آدمی، پای قانون صیانت ذات را به میان میآورد. به موجب این قانون «هر شی از این حیث که در خود هست میکوشد تا هستیاش را حفظ کند.» اهمیت این قانون در شکل دادن به نظام اخلاقی و وصول به غایتِ «سعادت انسانی»-که مقصود اصلی اسپینوزا از تلاش فلسفی اوست-روشن میشود. مفاهیمی نظیرآزادی اراده، اختیار، سعادت و فضیلت، مبتنی بر صیانت ذات؛ تبیین نویی پیدا میکنند. در طرف دیگر علامه طباطبایی با طرح نظریه فطرت، اساس نظریه اجتماعی خود را پیریزی میکند ودر ادامه روش زندگی برآمده از فطرت یا همان دین فطری را مبتنی بر «ساختمان وجودی» ویژه آدمی میداند که انسان باعمل به مقتضای دین فطری در پرتو زندگی عقلانی به حیات طیبه میرسد و نهایتاً در این نظریه مفهوم اختیار و آزادی انسان، مبتنی بر فطرت معنای تازهای مییابد. در این مقاله سعی شده تا با نگاهی تحلیلی-تطبیقی به بررسی نظرگاه دو فیلسوف و رهیافتهای مشترک و متفاوت آنها در عرصه آثار و نتایج دو سنت فلسفی پرداخته شود.