نقد موضوع فلسفه از دیدگاه ابن سینا و اندیشه ویتگنشتاین متقدم و متأخر
نویسندگان
1 دانشگاه فردوسی مشهد
2 دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22067/philosophy.v51i2.27265چکیده
موضوع فلسفه از دیدگاه هر فیلسوف، محور فعالیت فلسفی اوست. در طول تاریخ اندیشه، موضوعات مختلفی مورد پرداخت فیلسوفان قرار گرفته است. مشهور است که لودویگ ویتگنشتاین فلسفه را دچار نوعی چرخش موضوعی کرده و علیه فلسفه سنتی ماقبل خودش شوریده است. همچنین در اندیشه متأخر او، یک گزاره نمیتواند معنای کلی و ذاتی داشته باشد. در این تحقیق سعی گردیده است این تفاوت دیدگاه در حیطه تقریر موضوع فلسفه در بررسی نمونهای با اندیشه شیخ الرئیس ابن سینا، به عنوان یکی از بزرگترین فلاسفه سنتی-اسلامی، بررسی گردد. به نظر میرسد «وجود بماهو وجود» به عنوان موضوع فلسفه، با تکیه بر فرضهای معرفتی چارچوب فکری ابن سینا، در مواجهه با دیدگاههای فلسفی هم دوره متقدم و هم متأخر ویتگنشتاین دچار چالشهایی میگردد و نیاز است فلسفه اسلامی خود را بیش از پیش در معرض پرسشهای فلسفه معاصر قرار دهد.