تفاوتهای حافظه و هویت مکانی آلمان و ایران
نویسندگان
1 استاد ژئومورفولوژی، دانشکده علوم جغرافیایی و برنامهریزی، دانشگاه اصفهان، ایران
2 استاد ژئومورفولوژی دانشگاه ورزتسبورگ آلمان
3 دکتری ژئومورفولوژی، قطب علمی جغرافیا، دانشگاه اصفهان، ایران
doi
10.22111/gaij.2019.4526چکیده
یکی از مباحث جدید، در حوزه ژئومرفولوژی، طرح مفهوم هویت و حافظۀ مکانی است. این مقوله که با طرح دیدگاه پدیدارشناسی در جغرافیا آغاز شده، با مبانی پوزیویتسم منطقیمتفاوت است. ژئومورفولوژی پدیدارشناسانه با نظامی از الفاظ جدید چون «نگار»[1] و «نگارۀ سرزمینی»[2]آغاز و مفاهیمی چون منطق چیدمان در فضا، حافظه و هویت مکانی از آن زاده میشود؛ به همین دلیل علیرغم وجود منابع ارزشمند یخچالشناسی در آلمان، جای تحلیلهای پدیدارشناسانه در این مطالعات خالی است. اکنون از دیدگاه پدیدارشناختی، مسألۀ ژئومورفولوژی آلمان را میتوان بدینگونه مطرح کرد که این کشور با چند نگارۀ سرزمینی روبهروست و این نگارهها، حافظۀ مکانی کدام فرایند و دوره را در شکلگیری هویت مکانی و سکونتگاههای این سرزمین مشارکت دادهاند؟ نتایج بهدستآمده از تحقیقات مشترک دانشگاه اصفهان و ورتسبورگ که متکی به تحلیل دادههای پایگاه Litho lex است، نشان میدهد که: آلمان حاصل سه نگاره از «دورۀ یخچالی»[3] در حافظۀ فضایی خود است. «خط تعادل آبویخ قارهای»[4] و کوهستانی، این سه نگاره را از یکدیگر تفکیک میکند. هویت مکانی سکونتگاههای شهری در این کشور، از قانون همگرایی بردارهای یخی[5] و مئاندرینگ رودخانهای[6] پیروی میکنند و سکونت روستایی، حاصل تکوین سازمندی اجتماعی جنگلنشینی است. [1] .Land -text [2]. Land -context [3] .Last Glacial Maximum [4]. Equilibrium Ice -Water Line (I.W.E) [5] .Convergence [6] .River Meandering