بازخوانی و نقد سه گزاره از تذکرةالاولیای عطّارِ نیشابوری
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران.
doi
10.29252/kavosh.2026.23112.3698چکیده
از میانِ آثارِ عطار، کتابِ تذکرةالاولیاء، از ارزش ادبی و تاریخیِ بسیاری برخوردار است. صرفِ نظر از مقدمۀ مختارنامه، تذکرةالاولیاء را میتوان تنها اثرِ منثورِ بهجایمانده از این شاعر نامی دانست. بیتردید تصحیح و تحشیۀ چنین اثری، با دشواریهایی روبهرو است و ظاهراً پرداختن به زوایا و دقایقِ گوناگونِ متن آن فراتر از توان یک مصحّح است. آخرین چاپِ مشهور و انتقادیِ این اثر، همانندِ آثارِدیگر عطّار به قلمِ استاد شفیعی کدکنی صورت پذیرفته است و همانطور که وی در بعضی از مقدمههای این آثار یادآور شده، عطارپژوهی در ابتدای راه خود گام برمیدارد و در این مسیر، هنوز اندر خمِ یک کوچه است. در این مقاله با هدفِ کارآمدیِ هرچه بیشترِ آثار عطار، به سه نکته در حاشیۀ تذکرةالاولیاء پرداخته شده است. نخست بحثی مفصل دربارۀ ثوریمذهب بودنِ جنیدِ بغدادی ارائه میشود و اثبات خواهیم کرد که این احتمال که جنید بغدادی پیروِ مذهبِ سفیانِ ثوری (متوفی 161ق) بوده باشد، پذیرفتنی نیست و نامبرده در اصل پیرو و مفتیِ مذهبِ ابوثورِ کلبی (متوفی 240ق) بوده است. سپس به حکایاتِ قتلِ احمدِ خرقانی در تذکرةالاولیاء پرداخته خواهد شد و با استفاده از بعضی متونِ عرفانی نشان داده می شود که وی در زمانِ حیاتِ پدرش، ابوالحسن خرقانی، به قتل نرسیده و حداقل حدود چهل سال پس از فوتِ پدر زیسته است. همچنین بیان می گردد که منظور از شخصی به نامِ «محمد بن الحسین»، که در یکی از حکایتهای ذکرِ ابوالحسنِ خرقانی نقل شده، ابوعبدالرحمن سُلمی (متوفی 412ق) نیست و این فرد در واقع یکی از شاگردانِ خرقانی، و مشهور به محمد حسینان بوده است.