واکاوی رویکرد روشنفکران معاصر در مورد خاتمیت
نویسندگان
1 الزهرا (س)
2 الزهرا (س)
doi
10.22067/philosophy.v51i1.71207چکیده
برخی روشنفکران معاصر اسلامی، به طرح پرسشهای فکری در باب اصل خاتمیت و مباحث مرتبط با آن یعنی جامعیت و جاودانگی دین و مسائل مربوط به وحی، پرداختهاند. در این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی، کوشش شده که آرای روشنفکران معاصر اعم از سنتگرا نظیر مطهری و نصر و تجددگرا مانند لاهوری، شریعتی، سروش و ابوزید پیرامون سه جنبه خاتمیت، جامعیت اسلام و وحی مورد بررسی و مقایسه قرار گیرد. یافتههای پژوهش حاکی از این است که میتوان رویکرد روشنفکران معاصر نسبت به خاتمیت را در دو دسته عمده نیازگرایانه و علتگرایانه طبقهبندی کرد. در رویکرد نیازگرایانه میتوان از شهید مطهری و حسین نصر یاد کرد و در رویکرد علتگرایانه دیدگاههای لاهوری، شریعتی، سروش و ابوزید قابل بررسی هستند. در رویکرد اخیر، میان روشنفکران تجددگرای معاصر اختلافنظر وجود دارد. هرچند لاهوری و شریعتی، به اصل نیاز انسان امروزی به آخرین دین و کتاب آسمانی با وجود تکامل و بلوغ عقلی اذعان دارند؛ اما سروش و ابوزید با نظر به نظریه جانشینی تجربههای دینی و عقل جمعی و دیدگاه استغناگرایانه مدعیاند که خاتمیت به معنای اعتبار مطلق عقل و امکان نقد وحی است که در پرتو آن بشر جدید از مکتب وحی بینیاز میشود که لازمه آن، سکولاریسم و عقبنشینی دین در برابر عقل خواهد بود.