تجلی «رند» در غزلیات حافظ به مثابه شیزوآنالیز دلوز و گتاری

نویسندگان

1 زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

2 زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

3 زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

doi
10.29252/kavosh.2025.23145.3702
چکیده

غزلیات حافظ، به عنوان یکی از متعالی‌ترین متون ادبیات فارسی، ظرفیت زیادی برای خوانش‌های میان‌رشته‌ای و تطبیقی با نظریه‌های فلسفی معاصر دارد. در میان مفاهیم محوری جهان‌بینی حافظ، شخصیت «رند» به عنوان نماد آزادی‌خواهی، عبور از هنجارهای تحمیلی و زیستن در مرزهای نامتعین، جایگاهی کانونی دارد. مسئلۀ اصلی این پژوهش، بررسی امکان بازخوانی انتقادی این مفهوم در پرتو «شیزوآنالیز» است: نظریه‌ای که ژیل دلوز (Gilles Deleuze) و فلیکس گتاری (Felix Guattari) به عنوان جایگزینی برای روانکاوی کلاسیک و در نقد ساختارهای سلسله‌مراتبی قدرت ارائه دادند. پرسش محوری پژوهش آن است که وجوه اشتراک «رند» در غزلیات حافظ با مؤلفه‌های بنیادین شیزوآنالیز، مانند ماشین‌های میل، بدن بدون اندام، قلمروزدایی و بس‌گانگی چیست و چگونه می‌توان گریز رند از هنجارهای اجتماعی را در این چارچوب تحلیل کرد؟ این تحقیق با روشی کیفی و رویکردی بینارشته‌ای، به تحلیل متن غزلیات حافظ می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد رند در غزلیات حافظ ضمن به‌کارگیری استراتژی‌هایی چون نفی دوگانه‌های اخلاقی، گریز از هنجارها و تبدیل شدن به یک «ماشین جنگی»، در برابر نظام‌های مسلط، مقاومت می‌کند و سوژه‌ای سیال و چندپاره می‌سازد که مرزهای ثابت را درمی‌نوردد. این پژوهش از طریق پیوند ادبیات کلاسیک با فلسفۀ پست‌مدرن، خوانشی نوین از شعر حافظ ارائه می‌دهد و گواه ظرفیت متون کهن برای گفت‌وگو با پارادایم‌های فکری معاصر است.