کاربردشناسی زبانی؛ زمینهها و لوازم آن نزد اندیشمندان مسلمان
نویسندگان
1 دانشگاه اصفهان
doi
10.22067/philosophy.v51i1.65839چکیده
پراگماتیک یا کاربردشناسی مطالعه معنا با توجه به مؤلّف یا گوینده است که به نقش عوامل برونزبانی و موقعیت و شرایط حاکم بر گوینده و مخاطب میپردازد و تحلیل رابطه دوسویه میان معنای درونزبانی و عوامل برونزبانی را به عهده دارد. هدف دانش کاربردشناسی تعیین معنای مراد گوینده یا مؤلّف است. پراگماتیک، کاربرد زبان از جانب انسانها را یکی از اَشکال رفتار و کُنش اجتماعی میداند و آن را از این حیث مورد مطالعه قرار میدهد. هدف مقاله حاضر، احیای بخشی از میراث علمیِ منطق دوره اسلامی با جُستاری تطبیقی است و فرضیه آن، این است که اندیشمندان مسلمان نه بهطور مستقل بلکه در ضمن برخی دیدگاههای منطقی خویش، به زمینهها و لوازم پراگماتیک توجه نشان دادهاند. از این رهگذر، میتوان به خوانش دیگری از مباحث اندیشمندان مسلمان بر مبنای پراگماتیک دست یافت. آراء اندیشمندان مسلمان در این باب، در پنج مسأله قابل بحث و تحلیل است: تحلیل پراگماتیکیِ خبر، مشهورات صِرف، دلالت تصدیقی، پارادوکس دروغگو و اِنشاء اِخبارنُما (فعل گفتاری). اندیشمندان مسلمان در هر یک از این مسائل به رهیافت پراگماتیکی نزدیک شدهاند. تأکید و تأمّل بیشتر بر این رهیافت، شاید میتوانست پراگماتیک را به قامت بحثی مستقل و مبسوط نزد اندیشمندان دوره اسلامی درآوَرد. امروزه اهمیت بحثهای زبانی، سودمندیِ اخذ رهیافت تطبیقی در فهم و کاوش مسائل و لزوم بازخوانیِ آراء پیشینیان، ضرورت چنین پژوهشهایی را دوچندان میکند.