تحلیل گونهشناسانۀ رساله شکوی الغریب بر اساس نظریه فیلیپ لوژن
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه تبریز
2 استاد گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تبریز
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه تبریز
doi
10.29252/kavosh.2025.22277.3640چکیده
اتوبیوگرافی یا «زندگینامۀ خودنوشت» هرچند به عنوان یک گونه مستقل ادبی مولود ادبیات غرب است، اما در خلال متون عرفانی ادبیات فارسی نیز میتوان نشانهها، الگوها و نمونههایی از آن را یافت که اغلب مورد مطالعه و تحقیق مستقل قرار نگرفته است. رساله «شکویالغریب» عینالقضات همدانی(۵۲۵– ۴۹۲ هـ . ق) در مطالعات گونهشناسانه اغلب به عنوان «بثالشکوی» بررسی و تحلیل شده است، در این پژوهش، متن رسالۀ «شکویالغریب» از منظر ساختار و محتوا و بر اساس نظریۀ «فیلیپ لوژن» (م 1938) با گونۀ ادبی زندگینامۀ خودنوشت مقایسه و تحلیل شده است. شواهد متنی به دست آمده نشان میدهد بخشهایی از متن رساله شکویالغریب حاوی الگوهای زندگینامهای بوده و بر اساس شاخصهای چهارگانه «فیلیپ لوژن»، با گونه ادبی زندگینامۀ خودنوشت مطابقت قابل توجّهی دارد. در نمونههای متنی شناسایی شده همانند متون زندگینامۀ خودنوشت، روایت بخشهایی از شخصیت، زندگی، زمانه و احوال درونی مؤلف خود دیده میشود. نتایج تحقیق، همچنین میتواند شاهدی بر وجود نمونهها و الگوهای اولیه اتوبیوگرافی کلینگر در ادبیات منثور عرفانی ایران و سیر تحول و تطوّر آنها به شمار آید.