«گذشته نگری» یکی از مؤلفه‌های نوستالژی بهشت گم‌شده در روایت‌های سوسیالیسم انتقادی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه بجنورد

2 دانش‌آموخته‌ دکتری رشتة‌ زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه مازندران

doi
10.29252/kavosh.2025.23006.3693
چکیده

پژوهش حاضر بر آن است که با تحلیل گفتمان حاکم بر فضای سیاسی و ادبی سال‌های 1320 تا 1332،  گذشته‌نگری را به عنوان یکی از مؤلفه‌های نوستالژی بهشت گم‌شده در این دوره معرفی کند؛ بدین‌منظور تعداد 9 روایت، (شامل 8 روایت کوتاه از صادق هدایت، صادق چوبک و ابراهیم گلستان، که با توجه به محتوای سوسیالیستی و انتقادی آن‌ها از مجموعه‌های سگ ولگرد، خیمه‌شب‌بازی و آذر، ماه آخر پاییز انتخاب شده و نیز  یک روایت انتقادی بلند از محمد مسعود با نام بهار عمر) مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که «بهشت گم‌شده» در روایت‌های سوسیالیستی انتقادی، در تقابلی آشکار با روایت‌های حزبی قرار دارد. در حالی که روایت‌های حزبی با تأکید بر آرمان‌های جمعی، روحیۀ انقلابی و امید به آینده، تصویری آینده‌نگرانه از جامعۀ بی‌طبقه ارائه می‌دهند. روایت‌های انتقادی به توصیف بهشتی فردی، تجربه‌شده و نوستالژیک می‌پردازند که مملو از نومیدی، نارضایتی و انفعال است. در این روایت‌ها، اظهار نارضایتی از شرایط موجود و سیاست‌های حاکمیتی در چهار شیوۀ گذشته‌نگری‌ زمانی و ذهنی، گذشته‌نگری و بازسازی مکانی، آرکائیسم یا باستان‌گرایی و انتقاد از تجدد آمرانه نمود یافته است. نویسندگان ضمن اینکه با استفاده از این مؤلفه‌ها تصویری ایستا، نومید، تقدیرباور و تحت سیطرۀ شبکه‌های نامرئی قدرت از شخصیت‌ها ترسیم کرده‌اند، به انتقاد از تجدد آمرانه در دورۀ اول پهلوی پرداخته و ایدئولوژی ضمنی بازگشت به خویشتن را در قالب مکانیزم بازگشت به گذشته، به مخاطب القاء کرده‌اند.