از نام گرایی تا نسبی گرایی
نویسندگان
1 دانشگاه اصفهان
doi
10.22067/philosophy.v50i2.32703چکیده
در تاریخ فلسفه، مسئلۀ استقرا نقش مهمی در پیدایش نسبیگرایی داشته است. برای این مسئله دو تقریر متفاوت از هیوم و گودمن وجود دارد که اغلب به طور جداگانه مورد بحث قرار گرفتهاند. این نوشتار مبانی و نتایج این دو تقریر را مورد مقایسه قرار میدهد. هیوم در مسئلۀ کلاسیک استقرا به ذهن و قوانین حاکم بر آن توجه دارد و عادت ذهنی را علت اعتماد به قوانین علمی میداند. اما گودمن در طرح مسئلۀ جدید استقرا بیشتر به زبان و قواعد آن توجه دارد و از رسوخ در زبان به عنوان علت باور به قوانین کلی علمی یاد میکند. با این حال نامگرایی مبنای مشترک این دو فیلسوف است و نتیجه مشترک این دو دیدگاه نیز نوعی نسبیگرایی افراطی است که تا حوزة وجودشناسی امتداد دارد. این نوشتار مطالعهای تطبیقی است که با نگاهی انتقادی نسبت نامگرایی با نسبیگرایی را بررسی میکند.