تحلیلی بر عملکرد شهرهای میانی در توسعۀ منطقهای (مورد شناسی: شهر بابل)
نویسندگان
1 استادیار، جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 کارشناسی ارشد، جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 استادیار، جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22111/gaij.2018.4326چکیده
عدمتعادل و نابرابری در نظام سکونتگاهی و لزوم دستیابی به توسعه و تعادل منطقهای موجب توجه روزافزون به شهرهای میانی بهعنوان یکی از راهبردهای جهانی شده است. در این راستا ضرورت دارد تا نقش و عملکرد این شهرها مورد ارزیابی قرار گیرد. هدف این پژوهش بررسی و تحلیل نقش و عملکرد شهر میانی بابل در توسعۀ فضایی استان مازندران است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی با هدف کاربردی است. در جمعآوری دادهها از روش اسنادی و کتابخانهای بهره گرفته شده است. بهمنظور تجزیهوتحلیل دادهها از روشها و مدلهای کمّی نظیر مدلهای جمعیتی(ضریب آنتروپی و ضریب کششپذیری)، مدلهای اقتصادی(ضریب مکانی و مدل تغییر سهم) و مدل حوزۀ نفوذ(تئوری نقطۀ جدایی) استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که شهر بابل توانسته در تعادل جمعیتی منطقه ایفای نقش کند؛ بهطوری که بدون وجود این شهر عدمتعادلهای منطقهای افزایش مییابد. از سوی دیگر ارزیابی عملکرد اقتصادی نیز بیانگر آن است که شهر از نقش قوی خدماتی برخوردار بوده و میتواند در توسعه و تعادل اقتصادی استان مؤثر باشد. همچنین بررسی حوزۀ نفوذ شهر بابل نشان میدهد که این شهر بخش قابلتوجهی از خدمات خود را به حوزۀ نفوذ اختصاص داده است. در مجموع نتایج این مطالعه نشان میدهد، شهر بابل بهعنوان شهر میانی در استان میتواند با عملکرد مطلوب به انسجام توسعۀ فضایی استان مازندران کمک کند.