بررسی و تحلیل الگوی توزیع مراکز ورزشی و ساماندهی فضایی آن (مورد شناسی: منطقۀ 10 شهر تهران)
نویسندگان
1 استادیار جغرافیا، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 استادیار جغرافیا، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه تهران، تهران، ایران
4 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22111/gaij.2018.4143چکیده
استقرار هر عنصر شهری در موقعیت فضایی- کالبدی خاصی از سطح شهر، تابع اصول، قواعد و سازوکار خاصی است که در صورت رعایتشدن، به موفقیت و کارایی عملکردی آن عنصر در همان مکان مشخص خواهد انجامید. تعیین مکان مناسب برای ایجاد مراکز ورزشی یکی از مهمترین وظایف و اهداف مدیران شهری است که باید قبل از اجرا، در یک چارچوب سیستماتیک آمادهسازی شود. در کلانشهر تهران، کمبود فضاهای تفریحی- ورزشی و توزیع نامناسب آن با توجه به جمعیت هر منطقه، از مشکلات اساسی شهروندان این شهر بوده است. میزان سرانۀ فضای ورزشی در شهر تهران، 50 سانتیمتر مربع برای هر نفر است. همچنین در منطقۀ 10 شهرداری تهران، اماکن و فضاهای ورزشی بهصورت بهینه و متناسب با جمعیت تخصیص فضایی صورت نگرفته است؛ بنابراین ساماندهی و توسعۀ فضایی این مراکز، مهم بهنظر میرسد. هدف از پژوهش حاضر ساماندهی فضایی- مکانی و توسعۀ کالبدی فضاهای ورزشی در منطقۀ 10 تهران است. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی است که با بررسی و مطالعۀ ادبیات تحقیق در حوزههای کاربری اراضی و مکانیابی، به تعیین 9 معیارِ مؤثر در ساماندهی مراکز ورزشی ازطریق همپوشانی لایههای اطلاعاتی (Overlay) در محیط نرمافزارArc GIS ، بهترین مکانها را در تناسب با هدف شناسایی میکند. نتایج تحقیق نشان میدهد که مراکز ورزشی در منطقۀ 10 تهران بهلحاظ نحوۀ توزیع، در وضعیت مطلوبی قرار ندارند و توزیع این مراکز بهصورت اتفاقی صورت گرفته است. بدین ترتیب پس از بررسی مکانهای مناسب برای احداث مراکز ورزشی و تطبیق آن با واقعیات زمینی، چندین مکان برای ایجاد مراکز ورزشی جدید برای این منطقه پیشنهاد شده است. همچنین مشخص میشود، بهکارگیری تکنیکهای تصمیمگیری چندمعیاره بههمراه تحلیل فضایی GIS میتواند بهعنوان ابزاری کارآمد در مکانیابی فضاهای ورزشی مورد استفاده قرار گیرد. قرارگیری فضاهای ورزشی در جوار راههای ارتباطی و فاصلۀ مناسب آن، از کاربریهای صنعتی و نظامی بهخوبی قابلیت و توانایی مدل تحلیلی پژوهش را به اثبات میرساند.