برنامهریزی راهبردی احیای بافت تاریخی با استفاده از اصول رویکرد نوشهرگرایی (مورد شناسی: محلۀ سرِدزک-شیراز)
نویسندگان
1 دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری، مدرس دانشگاه شیراز
2 استاد جغرافیا و برنامه ریزی شهری ، دانشگاه تهران
doi
10.22111/gaij.2018.4144چکیده
ارتقاء نیازهای جدید زندگی شهری بهدلیل رشد شهرنشینی، به گسیختگی بخش قدیمی و امروزی شهرها انجامیده است. بافت محلههای قدیمی پیرامون هستۀ مرکزی شهرها در پاسخگویی به نیازهای زندگی معاصر عاجز مانده و ضروری بهنظر میرسد قبل از آنکه بافت کهن شهرها تبدیل به بحران شود، روشی کارآمد درجهت مداخله در آنها اتخاذ شود. رویکرد نوشهرگرایی یکی از رویکردهای نوین بهمنظور مداخله در بافتهای قدیمی و فرسودۀ شهری میباشد. هدف از این پژوهش، تحلیل ابعاد اُفت شهری در محدودۀ مورد مطالعه و ارائۀ راهبردهای احیای پایدار محله با توجه به اصول رویکرد نوشهرگرایی است. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی بوده و بهمنظور تحلیل دادههای مرتبط با اُفت شهری، از مدل تحلیل سلسلهمراتبی بهمنظور وزندهی شاخصها و نیز لایههای اطلاعاتی استفاده شده است و با استفاده از مدل همپوشانی (Weighted Overlay) نقشۀ نهایی اُفت شهری در محدوده بهدست آمد. همچنین بهمنظور برنامهریزی راهبردی، از ترکیب مدلهای سوات و تحلیل شبکه استفاده شد. نتایج نشان میدهد که 2/75 درصد از محله، در میزان بالا و بسیار بالای اُفت کالبدی و 27 درصد از محله در سطح بالا و بسیار بالای اُفت اجتماعی– اقتصادی قرار دارد. در برنامهریزی محلۀ سرِدزک با استفاده از اصول رویکرد نوشهرگرایی، راهبردهای بازنگری (WO) با وزن 315/0 اولویت مییابد و بعد از آن بهترتیب راهبردهای تدافعی (WT) با وزن 292/0، راهبردهای تنوعبخشی (ST) با وزن 209/0 و راهبردهای تهاجمی با وزن 182/0 در اولویتهای بعدی برنامهریزی قرار دارند.