تحلیل شیوة پسامدرنی روایت زنان در مجموعه داستان «بماند...»
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان
doi
10.22059/jlcr.2016.61390چکیده
بهناز علیپور گسکری در مجموعه داستان بماند...بهگونهای هدفمند و تعمدی، از امکانات پسامدرنی در عنوان و محتوا و شیوۀ روایت بهرهجستهاست. مؤلفههای پسامدرنی نظیر ساختار بازگشتی، اتصال کوتاه، چهارچوبسازی وچهارچوبشکنی، آشفتگی و عدم انسجام متن، تناقض و عدم قطعیت، در متن داستانها بهکار رفتهاست، اما کاربرد «ساختار بازگشتی» بیشتر قابل توجه است. ساختار بازگشتیبا ایجاد چند سطح مختلف روایتی یا جهان داستانی، علاوه بر برجستهسازی محتوایوجودشناختی این داستانها، با برجستهسازی چهارچوب داستانی، ساختگی بودن آنها رانشان میدهد. نویسنده با استفاده از این جهانها، مسائل زنان را بیان میکند.نویسنده در دو داستان به شیوهای کاملاً متفاوت عمل کردهاست؛ در «بادهایی که ازهندوکُش میوزند» با تکنیک بیان خواب و خوابگویی، در کنار جهان شبهواقعیداستان، جهانی خیالی خلق میکند. او در «زنی از جنس مس» حضور خود را در داستاننشان میدهد و با اشارۀ مسقیم بر امر نوشتن، اقتدار خویش و ساختگی بودن داستان رابه نمایش میگذارد. استفادۀ نویسنده از امکانات پسامدرنی برای ارائۀ مسائل ومشکلات زنان در جامعۀ امروزی، بیانگر آن است که پسامدرن در نظر نویسنده، ورای یکروش یا مکتب فکری، در حکم ابزار روایتگری است.