بازشناسی مفهوم «کیمیا» در عرفان عملی
نویسندگان
1 استادیار گروه عرفان اسلامی پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی
doi
10.29252/kavosh.2024.21375.3556چکیده
در متون عرفانی بارها به واژة «کیمیا» برمی خوریم. عارفان مسلمان کار خود را به نوعی کیمیاگری و گاهی برتر از آن دانسته، برترین کرامت خویش را عبارت از تغییر فلز آدمی و تبدیل مس وجود او به طلای ناب معرفت خواندهاند. کاربرد مفهوم کیمیا در عرفان عملی موضوعی است که هنوز بازشناسی و ترسیم درستی از آن نشده است. نوشتار حاضر بر این ایده استوار است که «کیمیا» در متون عرفانی صرفاً یک استعاره ادبی نبوده، در پی بیان یک سنت عملی و عرفانی خاص میباشد. این مفهوم در ارتباط با آموزة مرگ اختیاری در عرفان عملی است که آموزة محوری در طریقت کبرویه بود. کیمیای ظاهری دارای مراحلی است که در کیمیای باطنی نیز شبیه به همین مراحل مطرح شده است. تمام این مراحل که حول محور «تبدیل» رخ میدهد، انسان را به مرگ و نوزایی عرفانی سوق میدهد. بیان این مراحل و آموزههای مرتبط با آن، دریچهای تازه به مفهوم کیمیا از سویی و نیز عرفان عملی از سویی دیگر خواهد گشود.