تأثیر تفکر راهبردی بر نوآوری و تغییر سازمانی در مدیران ادارات ورزش و جوانان خراسان جنوبی: نقش میانجی‌گر هوش راهبردی

نویسندگان

1 گروه تربیت بدنی، واحد دماوند، دانشگاه آزاد اسلامی، دماوند، ایران

2 گروه تربیت بدنی، واحد بیرجند، دانشگاه آزاد اسلامی، بیرجند، ایران

doi
10.22059/jsm.2021.329526.2804
چکیده

مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر تفکر راهبردی بر نوآوری و تغییر سازمانی با نقش میانجی هوش راهبردی انجام گرفت.روش پژوهش: جامعة آماری پژوهش شامل تمامی کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان خراسان جنوبی به تعداد 287 نفر بود که با استفاده از روش سرشماری 274 نفر واجد شرایط به‌عنوان نمونة آماری شناخته شدند. این پژوهش از لحاظ ماهیت و روش، توصیفی از نوع همبستگی و از منظر هدف کاربردی است. برای گردآوری داده‌ها از چهار پرسشنامة استاندارد تفکر راهبردی گلدمن (2005)، نوآوری سازمانی ونگ و احمد (2004)، تغییر سازمانی میل (2003) و هوش راهبردی مکوبی (2007) استفاده شد. پایایی این پرسشنامه‌ها در این پژوهش به‌ترتیب 85/0، 94/0، 84/0 و 90/0 برآورد شده و روایی صوری آنها نیز با توجه به استاندارد بودن به تائید کارشناسان و متخصصان تربیت بدنی رسیده است. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از شاخص‌های توصیفی و آزمون مدلسازی معادلات ساختاری با نرم‌افزار لیزرل استفاده شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد اثر کل تفکر راهبردی بر نوآوری سازمانی از طریق هوش راهبردی مثبت و غیر معنادار و بر تغییر سازمانی از طریق هوش راهبردی مثبت و غیر معنادار است. به‌علاوه اثر کل تفکر راهبردی بر نوآوری سازمانی از طریق هوش راهبردی مثبت و معنادار بود و اثر کل تفکر راهبردی بر تغییر سازمانی از طریق هوش راهبردی مثبت و غیر معنادار است.نتیجه‌گیری: به‌طور کلی باید گفت تفکر راهبردی مدیران را به‌سوی یادگیری سریع از محیط کسب‌وکار و به‌کارگیری خلاقیت برای خلق ارزش‌های جدید فرامی‌خواند. ازاین‌رو این شیوة تفکر، چشم‌اندازهایی متمایز از رقبا را به‌همراه دارد.