عدل الهی از دیدگاه شیعه دوازدهامامی و اسماعیلیه
نویسندگان
1 دانشگاه تهران
2 دانشگاه تهران
doi
10.22067/philosophy.v49i2.64463چکیده
شیعه، عدل را بهمثابۀ یکی از صفات خداوند، در ردیف اصول دین قرار داده است؛ زیرا در مسألۀ عدل بود که شیعیانِ عقلگرا همواره با اهلسنّت اختلافنظر داشتهاند. اما آیا عدل الاهی در میان فرقههای مختلف شیعه از جایگاه یکسانی برخوردار است؟ عدل، در آثار اندیشمندان دوازدهامامی در سطوح مختلف مورد بررسی است؛ اما در آثار اسماعیلیان بسیار گذرا و تلویحی بوده است. در این بررسیِ تطبیقی کوشش بر آن است تا جایگاه عدل الهی و مباحث پیرامون آن همچون رابطۀ حسن و قبح عقلی و عدل خداوند، در شیعۀ دوازدهامامی و اسماعیلی از منظر اندیشمندان تأثیرگذار هر یک شناسایی و تحلیل شود. با توجه به قابلیت عقلانی شیعه، از دل بحث جبر و اختیار، مسئلۀ عدل خداوند بیرون میآید زیرا همبستگی مستقیمی میان باور به اختیار و عدل از یکسو و اعتقاد به جبر و نفی عدل از سوی دیگر وجود دارد. از چشماندازی تاریخی، از دوران اسماعیلیۀ فاطمی که بر جایگاه امام مبالغه شد تا اسماعیلیۀ الموت، سنگینکردن مفهوم امام، سبب سبکشدن خردگرایی اسماعیلیان شد؛ از حسن و قبح عقلی دور شده و بنابراین کمتر به عدل الهی پرداختهاند. اسماعیلیه تحتتأثیر دو عامل اصلی «وجهۀ ضدتعقلیِ اصل تعلیم» و «پیوند با تصوّف» تاکید بیش از اندازهای بر جایگاه امام در نظام آفرینش، در تعلیم و هدایت، در مسایل سیاسی و اجتماعی، در تأویل و تفسیر شریعت، در عصمت و قائمالقیامهبودن او دارند. از مهمترین یافتههای این پژوهش این است که بهجهت همین مبالغه در اصل «تعلیم» از امام و نیز تأثیرپذیری از «تصوّف» در دورانهایی خاص، اسماعیلیه متمایلبه حسن و قبح شرعی شده و از آموزههای اساسی شیعۀ دوازدهامامی مبنی بر اصالت عدل، حرمت عقل و شخصیت آزاد انسان دور افتاده است.