معضلات معرفتشناختی الگوی ماهوی علم در حکمت متعالیه
نویسندگان
1 دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22067/philosophy.v49i2.58002چکیده
در مقاله حاضر تلاش شده است الگوی علم و آراء معرفتشناختی حکیمان اسلامی بهویژه حکمت صدرایی از دو منظر معرفتشناسانه و هستیشناسانه مورد تحلیل و بررسی قرار گیـرد و به برخی از ابهامات و نابسامانیها و ناتوانیهای آن در تبیین مقوله علم اشاره شود. بنابه تحلیل ارائه شده، ماهیت از منظر حکمت صدرایی فاقد هرگونه محتوای معرفتی است؛ تلقی وجودشناسانه ملاصدرا از هویات علمی با ابهامات و ناسازگاریهای چندی در نظام فلسفی او روبروست؛ هیچ ملاک روشنی برای اعتبارسنجی ادراکات علمی و مطابقت آنها با خارج ارائه نگردیده است و سازوکار تحصیل ادراکات عقلی در معرض مناقشات جدّی قرار دارد. در قسمت پایانی مقاله در مقام ارائه راهحل به سه اشکال بنیادی در الگوی ماهوی علم اشاره شده است: 1- انفصال عین و ذهن؛ 2- ذاتگرایی؛ 3- دوگانه انگاری مقوله معنا و هستی. به باور نگارنده در چهارچوب فلسفه صدرایی، نظریه اصالت پدیداری معنا راهحلّ نهایی برونشد از معضلات یاد شده است.