بررسی بنمایۀ «چشم برکندن و فرستادن آن به نزد عاشق»
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری رشته زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه تهران
2 دانش آموخته دکتری رشته زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه تهران
doi
10.29252/kavosh.2024.21086.3529چکیده
بُنمایه یکی از اصطلاحات پُرکاربرد در زمینۀ ادبیات و هنر است که مهمترین ویژگی و خصیصۀ آن تکرارشوندگی است. این تکرار، گاهی خودآگاه و گاهی هم ناخودآگاه در یک یا چند اثر هنری و ادبی نمود پیدا میکند. در متون نظم و نثر پارسی بنمایههای بسیاری به چشم میآید که در تدوین و پردازشِ حکایات، با مضامین گوناگون، نقش کلیدی و جداییناپذیری ایفا کردهاند و متأسفانه تاکنون، آنگونه که باید مورد بازخوانی و مقایسه قرار نگرفتهاند. بنمایۀ «چشم برکندن و فرستادن آن به نزد عاشق» از جمله بنمایههایی است که در چندین حکایت منظوم و منثورِ ادب فارسی تکرار شده است. در این مقاله سعی شده است که ابتدا این بنمایه تعریف شود و سپس با آوردن نمونههایِ آن در ادب فارسی، مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد. در این تجزیه و تحلیل به شخصیّتها و زمان و مکانِ بنمایه و همچنین صور خیالِ استفادهشده در آن توجّه شده است. از طرف دیگر، تلاش شده است که در یک سیرِ زمانی پیشینۀ این بنمایه و کاربرد آن تا روزگار معاصر ارائه شود.