تأثیر محیط هند در شکلگیری اندیشۀ مدارا در شعر صائب تبریزی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان
2 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان
3 استاد گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه سیستان بلوچستان
doi
10.29252/kavosh.2024.21090.3530چکیده
اندیشههای مداراگرای هندی به اشکال مختلف در شعر شاعران دورۀ صفوی بازنمود یافته است؛ چرا که سرزمین هند مهد فرهنگ و تمدن است و ابداع دین الهی توسط اکبرشاه، نشان از آمادگی جامعۀ هند برای تکثر دینی دارد. از سوی دیگر حضور پررنگ پرچمداران عرفان و تصوف اسلامی-ایرانی که در اعصار مختلف، هندوستان را مأمنی برای نشر اندیشههای خود یافته بودند، فرهنگ فارسی را برای دریافت فراگیر این اندیشهها فراهم کرده بودند؛ از این رو حضور شاعران تصویرپرداز همچون صائب تبریزی در این فضا، راه را برای نشر گستردۀ اندیشههای هندی در شعر دورۀ صفوی باز کرده است. نگارندگان در این مقاله با روش تحلیلی-توصیفی، بررسی وجوه مختلف اندیشههای صائب و شیوههای تصویرپردازی او را دنبال می نمایند و سعی دارند تأثیر آموزه های هندی در تدوین اندیشه های مداراگرا و مداراطلبی صائب تبریزی را نشان دهند. صلح و مدارا به شکلهای گوناگون و در قالب تصاویر متفاوت در شعر صائب از متون ترجمه شده از سانسکریت گرفته شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که صائب تبریزی صلح کل، یکساننگری، مدارا در برابر تهمت، گشادهرویی، بیتوقع بخشیدن، بردباری، خطاپوشی و خیرخواهی را از جلوههای مدارا معرفی نموده و آنها را ابزاری برای دستیابی به آسایش بشری میداند.