بهره مندی شاعران طنزپرداز از عناصر زبان گفتاری
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری دانشکده زبان و ادبیات فارسی دانشگاه یزد
2 استاد گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه یزد
doi
10.29252/kavosh.2025.20406.3449چکیده
امروزه طنزپردازان مدعی اند که آثارشان بر اساس واقعیات زندگی و نیازهای انسانی شکل می گیرد. بدین ترتیب برای جلب توجه مخاطبان حقیقی این آثار، که خود مردم هستند و همچنین تأثیربخشبودن کلام خود در مخاطب، باید برای سخنسرایی، زبانی نزدیک به زبان ایشان برگزینند که همان زبان گفتار است. قرارگرفتن زبان گفتاری در کنار زبان معیار و رسمی در شعر، بنابر تعریف مشهور طنز، منجر به اجتماع هنری نقیضین شده، آفرینش طنز را به همراه دارد. زبان گفتار دارای مؤلفه ها و ویژگی هایی است که در این پژوهش سعی می شود موارد مورد نظر در شعر چهار شاعر طنزپرداز معاصر، که عبارتند از تقی دانش، غلامرضا روحانی، محمّدعلی افراشته و ابوالقاسم حالت بررسی گردد. بر این اساس پس از ارائۀ تعریف و توضیح زبان گفتاری، به بررسی آن در شعر فارسی پرداخته، بعد از معرفی مختصر شاعران مذکور، عناصر طنزآفرین زبان گفتاری، ذیل عناوینی همچون کلمات و ترکیبات، نحو و عوامل نحوی، ضرب المثل های عامیانه، کنایه های عامیانه، اصطلاحات مضحک عامیانه و نام های طنزآمیز عوام، در سروده های ایشان بررسی و مقایسه شده است. با بررسی ها و مقایسه های انجام شده، مشخص شد که چهار شاعر مذکور از تمام مؤلفه های فوق در سروده های خود برای ایجاد طنز استفاده کرده اند و تفاوت اندکی بین بسامد کاربردهای ایشان وجود دارد. برای نمونه دانش از ضرب المثل های عامیانه و دامنۀ زبانی آشپزی، به دلیل پرداختن به اشعار طعامی، بیش از دیگران بهره برده است. از بین این چهار شاعر، افراشته به میزان قابل توجهی از زبان گویشی گیلکی استفاده کرده که آن هم به دلیل گیلانیبودن خودش است. ابوالقاسم حالت نیز در ساخت متفاوت کلمات نامتعارف، نیز رعایت ادب بیشتر در استفاده از کلمات مطرود و مکروه و استفاده از روش عطف برای تأکید، اندک تفاوتی با سه شاعر دیگر دارد.