بررسی منظومه قهرمانانِ استالینگرادِ شهریار بر اساس رویکرد ترامتنی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور
doi
10.29252/kavosh.2024.20392.3447چکیده
«قهرمانان استالینگراد» از سرودههای شهریار منظومه نسبتاً بلندی است که از ابعاد مختلف میتوان به آن نگریست؛ با این همه تاکنون از حیطه کندوکاوهای پژوهشگران معاصر به دور مانده است. این مقاله قصد دارد تا با کاربستِ رویکردِ ترامتنی نقد و خوانش جدیدی را از قهرمانان استالینگراد ارائه دهد. پیش از ورود به بحث، ابتدا، دلیل غفلت آگاهانه خود شهریار و منتقدان از این شعر را مطرح کردهایم و سپس با توجه به محورهای پنجگانه ژرار ژنت و به شیوه تحلیلی-توصیفی روابط بینامتنی و متون پنهان در این اثر را مورد بررسی قرار دادهایم. در این قرائتِ ترامتنی، به این نتیجه رسیدهایم که منظومة «قهرمانان استالینگراد» از شعر گویندگانِ پیش از خود بهرة بسیار گرفته است. منبع الهام شهریار در این شعر سنت حماسهسرایی ایران محسوب میشود. استعاره مرکزی اژدها که در این شعر برای ارتش آلمان به کار رفته است، به شکل نیرومندی روح شعر را به شاهنامة فردوسی پیوند میدهد. با وجود این، شهریار در محاکات لحن حماسی به توفیق چندانی دست نیافته است. شهریار همچنین در آفرینش این منظومه به اشعار حماسی جدیدی از وحید دستگردی و ملکالشعرا بهار نظر داشته و نیز آثار سرودهشده توسط شاعران چپگرا در اواسط دهة بیست شمسی مورد توجّه وی واقع شده است. شهریار این منظومه را تحت تأثیر فضای چپزده بعد از پایان جنگ جهانی دوم آفرید و تا آخرِ حیاتِ خود از ارائه هرگونه توضیحی درباره آن پرهیز کرد.