مناجات‌نامه ‏ها در بوتۀ تحلیل هماهنگی وزن و محتوا (مطالعه موردی مناجات‏ نامه ‏های منظوم فارسی تا قرن هشتم هجری)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری ادبیات غنایی. دانشگاه تربیت مدرس تهران. ایران.

2 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.29252/kavosh.2024.20822.3498
چکیده

جستار حاضر تلاشی است برای بررسی همراستایی وزن و محتوای اوزان مناجات‌نامه‌های فارسی تا قرن هشتم هجری. در این پژوهش که با شیوۀ تحلیلی-توصیفی انجام شده است، ابتدا مسألۀ اصالت وزن و محتوا در شعر فارسی مطرح و اوزان رایج شعر فارسی و کاربست آن‌ها تشریح شده است. سپس تعریفی از مناجات‌نامه و پیشینۀ آن ارائه گردیده و اوزان به‌کاررفته در مناجات‌نامه‌ها به تفکیک قالب (مثنوی، قصیده، غزل، رباعی) تشریح شده است. در نهایت، همراستایی وزن با محتوای مناجات‌نامه طبق مؤلفه‌های استخراجی معیّن، تحلیل شده که عبارت‌اند از: کمیت هجاهای کشیده یا کوتاه (خطاب‌های کششی در مناجات)، ترتیب قرارگرفتن هجاها، یکسان‌بودن یا نبودن مقطع کلام با مقطع رکن، تکرار ارکان (دوری‌بودن و یا توازن درون مصرعی) و طول مصرع‌ها، همچنین هماهنگی محتوا با وزن. طبق بررسی انجام شده، شاعران در سرایش مناجات‌نامه‌‌ها -فارغ از دو قالب مثنوی و رباعی- بیش از همه به بحر رمل مثمن محذوف و سپس به بحر هزج اقبال‌داشته‌اند. به طور کلّی، اوزان سنگین به دلیل کشیدگی هجا با مناجات‌نامه‌سرایی همسویی بیشتری دارند و در مقابل، اوزان مطنطن با این گونه همسو نیستند، البته باید منظومه فکری شاعران را نیز پیش چشم داشت؛ مثلاً شوریدگی عارفان به مناجات ایشان نیز تسرّی یافته و سبب تمایلشان به اوزان ضربی شده است.