آزمون تجربی مؤلفههای مؤثر بر جذب و ماندگاری نیروی انسانی آموزش و پرورش در مناطق کمبرخوردار
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
2 استاد، گروه علوم تربیتی، دانشکدة علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
doi
10.48310/pma.2023.2854چکیده
هدف این پژوهش، آزمون تجربی مؤلفههای مؤثر شیوههای جذب و ماندگاری نیروی انسانی در مناطق کمتربرخوردار آموزش و پرورش جهت دستیابی عادلانه همۀ مناطق به امکانات و نیروهای آموزشی و بررسی تفاوت این مؤلفهها برحسب متغیرهای جمعیتشناختی است. رویکرد پژوهش کمی از نوع توصیفی - پیمایشی است. جامعۀ آماری، معلمان استان کردستان است که از طریق نمونهگیری طبقهای و پس از آن با گرفتن نمونههای تصادفی ساده به طور مستقل از داخل هر طبقه، 616 نفر از این معلمان انتخابشدهاند. اطلاعات، از طریق پرسشنامة محققساختۀ 40 گویهای جمعآوریشده است. شش مؤلفۀ اصلی استخراجشده از بخش کیفی برای بررسی وضعیت جذب و ماندگاری مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج انجامدادن تحلیلها با استفاده از آزمونهای آماری نشان داد که در مؤلفههای جمعیتشناختی، در رشته تحصیلی و جنسیت تفاوت معناداری برای مؤلفههای جذب و ماندگاری وجود ندارد و برای مدرک تحصیلی و سابقة کاری تفاوت معناداری وجود دارد. آزمون فریدمن برای اولویتبندی مؤلفهها از دیدگاه مشارکتکنندگان، نشان داد مؤلفه نوعدوستی دارای بالاترین اولویت و عدم سلامت اداری دارای پایینترین اولویت است؛ همچنین تحلیل عاملی مرتبة دوم نشان داد مدل دارای برازش مطلوب است. بر اساس یافتهها میتوان استدلال کرد که اگر مؤلفههای نوعدوستی و هویت اجتماعی - شغلی را ملاک جذب و ماندگاری قرار دهیم و در ادامۀ کار از بروز مؤلفههای عدم سلامت اداری و نابرابری و تبعیض، جلوگیری کنیم و همچنین برای ماندگاری معلمان در مناطق کمتربرخوردار ساختارهای حمایتی مطلوب و الزامات و مقتضیات شغلی را اولویت قرار دهیم، به وضعیت پایدارتری در آموزش و پرورش مناطق کمتربرخوردار از لحاظ منابع انسانی دست خواهیم یافت.