ماشیننوشتهها: پدیدهای در حد خرده ژانر در ادبیّات
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه هرمزگان
doi
10.29252/kavosh.2024.20606.3476چکیده
ابیات و عباراتی که از فرهنگ و ادبیّات رسمی و عامه بر بدنه ماشین (خودرو) به عنوان شاخصه ای از جهان مدرن، نوشته می شود شاید بتوان آن را گونه ای مواجهه جهان مدرن و سنتی یا خوانش عامه از فرهنگ و ادبیّات دانست که در این خوانش، ادبیّات رسمی، گاه از قالب، نوع و سبک خود جدا شده، در فضایی متفاوت نمود مییابد. این پژوهش میکوشد با نظری به مباحث ژانر، نشانهشناسی لایهای و آراء کسانی مانند کریستوا (Kristeva) و دبور (Debord)، فلسفه شکل گیری خودرونوشته ها را جستجو کند و ضمن مقایسه آن با برخی انواع فرعی و هنر اجرا (Performance art)، ماشین نوشته ها را به مثابه خردهژانر تحلیل و تبیین کند. نتایج نشان داد ماشین نوشته ها به مثابه خوانشی از فرهنگ و ادبیّات، به همراه لایه دیداری متن (زمینه و بافت) و شاخصه های صنفی، همچنین با توجه به ویژگی ها و نشانههای نزدیک یا تقریباً همسان با گونه های کلاسیک و نو، خود در هیأت یک خردهژانر شکل گرفته است. در عین حال، با توجه به پیوستگی خودرونوشته ها با بدنه خودرو، درباره این سازواره متن، از منظر کریستوا می توان گفت ماشیننوشتهها، تلاش برای غلبه بر خویشکاری ماشین (نماد جهان مدرن و کالاییشدگی) به عنوان امر نمادین (Symbolic) و بازگشت به فرهنگ و ادبیّات به مثابه امرنشانه ای (Semiotic) است.