اقتصاد نوین جهانى» و اندیشه اقتصادى در اسلام

نویسندگان
doi
چکیده

  در این مقاله آموزه‏هاى قرآن و سنت و دیدگاههاى شمارى از دانشمندان متقدم مسلمان، درباره وحدت نوع بشر و پیامدهاى آن، بر مقوله یکپارچگى اقتصادهاى جهان از راه تخصص و تقسیم کار در حال افزایش و برچیدن موانع از سر راه عبور آزادانه کالا، خدمات، نیروى کار و سرمایه مورد بررسى قرار گرفته است. سپس این مقاله به بحث درباره میزان همخوانى این دیدگاهها با معیارهاى «اقتصاد نوین جهانى» مى‏پردازد. نویسنده ادعا مى‏کند که فلسفه‏اى، که در تعالیم و تألیفات دانشمندان اسلامى ریشه و رشد یافته ترویج عدالت را براى رسیدن به یکپارچگى مطلوب اقتصادهاى جهان، امرى ضرورى تلقى مى‏کند. با کمال تأسف، پارادایم اقتصاد نوین جهانى، فاقد چنین تعهدى نسبت به عدالت است. نویسنده بر این نظر است که کشورهاى اسلامى باید، از جهانى شدن حمایت و در عین حال براى گنجاندن عدالت در الگوى جهانى سازى تلاش و کوشش کنند. با این حال، این نیز به تنهایى کافى نیست، این کشورها باید براى پیاده سازى عدالت بیشتر در اقتصادهاى خود تلاش و تدابیرى جهت رویارویى با چالشهاى جهانى شدن اتخاذ نمایند

کلیدواژه‌ها