تحلیل پدیدارشناسانۀ شعر قلندری

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه شهید باهنر کرمان

2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید باهنر کرمان

3 استادیار گروه زبان و ادبیّات عربی، دانشگاه شهید باهنر کرمان

doi
10.29252/kavosh.2025.20432.3456
چکیده

مکتب یا روش پدیدارشناسی با تغییرات بنیادینی که در تفسیر و فهم فلسفه، فرهنگ، ادبیّات، سیاست، علوم و هنر ایجاد نمود، موجبات خروج اندیشمندان از نگاه عادت‌زده و تحلیل‌های تکراری را فراهم ساخت و با به تعلیق درآوردن خوانش متون از طریق سنّت‌های نهادینه‌شده و از دریچۀ نگاه دیگران، زمینۀ دریافت‌های جدید از مفاهیم و جریان‌های فکری و عملی‌ را فراهم‌نمود. مکتب عرفانی قلندریه، علی‌رغم قابلیت‌های پدیداری گوناگون، غالباً از طریق نگاه دیگران و دانش تاریخی مورد بحث واقع شده و جنبه‌های شهودی و حسی آن نادیده گرفته شده است. پدیدارشناسی با به تعلیق درآوردن دانش‌های پیشین و با در پرانتز قراردادن نگاه طبیعی و مبتنی بر دانش تاریخی، نوعی نگاه حسی و مبتنی بر شهود را برای نگریستن به این مکتب و فرقۀ عرفانی در اختیار قرار می‌دهد که از طریق آن، هم می‌توان برخی از جنبه‌های مغفول ماندۀ این جریان فکری و عملی را با نگاه حسی و بی‌واسطه درک کرد و هم نوع نگاه قلندران به هستی و مسایل عرفانی را که مایه‌های تمایز این فرقه با سایر فرق عرفانی را فراهم می‌کند، درک نمود. پژوهش حاضر با روش کتابخانه‌ای و تحلیل محتوای کیفی به تبیین این فرقه بر اساس روش پدیدارشناسی پرداخته و به این نتیجه رسیده است که شعر قلندری ماهیت توصیفی دارد و شاعران قلندرسرا تعاریف خاص خود را از عرفان دارند. نیز جنبة التفاتی این مکتب، مبارزه با جامعۀ ریازده و مدعیان دروغین و مقدّس‌مآب است و مکتب قلندریه بین ادّعا و عمل دچار تناقض است.