تطور مضمون و مدلول قاعده لطف در کلام شیعه
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکز
doi
10.22067/philosophy.v48i1.31755چکیده
با اینکه مضمون قاعده لطف از برخی آیات قرآن کریم و روایات، قابل استنباط است اما از میان فرق کلامی، متکلمان معتزله در استخراج، تدوین و بهرهوری کلامی از آن پیشقدم بودهاند. در این مقاله رویکرد متکلمان شیعه به قاعده مذکور در سه دورۀ تاریخی مورد بحث قرار گرفته است. در دورۀ اول که از آغاز کلام شیعه تا زمان خواجۀ طوسی را شامل میشود. قاعده مذکور کما بیش به همان ساختار معتزلی خود که در آن لطف به دو قسم مقرِّب و محصِّل تقسیم میشد، باقی ماند. در دورۀ دوم یعنی از زمان خواجۀ طوسی به بعد تا اواخر قرن چهاردهم هجری قمری، اقسام دوگانه به یک قسم یعنی لطف مقرِّب تقلیل یافت. در همین دوره علامه حلی اصل ارسال رسل و ابلاغ تکلیف را از مصادیق لطف ندانست. این اقدام علامه حلی در کنار پارهای از شبهات که اصل وجوب لطف بر خداوند را هدف قرار دادند و آن را انکار میکردند، باعث شد به تدریج اعتبار منطقی این قاعده در نظر برخی متکلمان برای اثبات ضرورت ارسال رسل، تضعیف شده و از دست برود. گروهی دیگر از متکلمان شیعه که در دورۀ سوم از آنها سخن خواهیم گفت از اواخر قرن چهاردهم هجری قمری تاکنون- قریب به پنج دهه- کوشیدهاند با عرضه مضمونی جدید از قاعدۀ لطف بر اشکالات مذکور فائق آیند و اعتبار قاعده را بازآفرینی کنند. شرح و بسط دورههای سه گانه و پیگیری روند تاریخی تحولات در مقاله خواهد آمد.